. آقای دکتر، کیت آموزشی چیست؟ چه کاربردی دارد و چگونه باید آن را خریداری کرد؟
کیت آموزشی در واقع آموزش بازاریابی وست ویژن است و تمامی افرادی که به تعادل 4 برسند و یا 8 جایگاه (بدون تعادل) زیر جایگاهشان به ثبت برسد، موظف به خرید کیت آموزشی هستند. در واقع وقتی افراد کالایی را از شرکت خریداری می کنند، از طرف شرکت به عنوان یک مشتری شناخته می شوند. حال اگر این افراد فعالیت خود را به عنوان بازاریاب شروع کنند به محض رسیدن به تعادل 4 و یا 8 زیر مجموعه باید کیت آموزشی شرکت را خریداری کنند تا به عنوان بازاریاب شرکت شناخته شوند.
مبلغ کیت آموزشی وست ویژن 22000 تومان است و قابل خریداری با E_BANK نیز می باشد. این کیت شامل 10 سی دی آموزشی است که در دفتر یوسف آباد فیلم برداری شده اند و مدرس آن ها نیز خودم(دکتر بابائی) می باشم. کیت آموزشی هم مانند کالاهایی که خریداری می کنید E_CARD دارد و افراد باید E_CARD کیت آموزشی خود را در جایگاهشان فعال کنند تا بتوانند به عنوان بازاریاب شرکت، فعالیت کنند. ضمنا امتحان پلان فرهنگی هم از موضوعات مطرح شده در کیت آموزشی گرفته می شود.
. محصولات استراتژیک شرکت در پلان GOAL قرار دارند. آیا ممکن است این محصولات وارد پلان سیلور هم بشوند؟
در حال حاضر استراتژی ما این است که محصولات مخابراتی و استراتژیک را در پلان سیلور وارد نکنیم و در واقع نمی خواهیم این 2 پلان را در مقابل هم قرار دهیم، اما ممکن است در آینده با توجه به شرایط و در صورت لازم محصولات استراتژیک را در پلان سیلور هم وارد کنیم.
. علت بلاک بودن جایگاه ها چیست؟
در حال حاضر بسیاری از جایگاه ها بلاک شده اند تا تکلیف صاحبان آن ها مشخص شود. یعنی اگر افراد عکس العملی از خود نشان ندادند مشخص می شود که در وست ویژن فعالیتی ندارند و اگر هم پی گیر جریان شدند، با تعهد لیدرشان و اثبات این که این افراد در وست ویژن کار می کنند(با خرید در مجموعه شان و دریافت پورسانت) جایگاهشان باز می شود.
در واقع این یکی دیگر از استراتژی های من برای شناخت افراد فعال و با ایمان در وست ویژن است.
. از اینوست وست ویژن چه خبر؟
در زمینه ی اینوست در حدود یک ماه است که شروع به جذب سرمایه کرده ایم و قراردادهای 1 ساله را با سود 5% در ماه تنظیم کرده ایم ولی این سود، بسته به میزان درآمد شرکت و سودی که شرکت از این سرمایه ها می برد، قابل افزایش است. به صورتی که سود اولین ماه را برای اشخاصی که قرارداد بسته بودند 3/6% محاسبه و پرداخت کردیم.
البته هدف اصلی شرکت وست ویژن از راه اندازی اینوست، آشنایی مردم با اینوست سالم و مشخص شدن تفاوت های اینوست و طرح هایپ(چرا که خیلی از شرکت ها با نام اینوست به صورت هایپ فعالیت می کنند) و جذب سرمایه های خارجی بوده است.
لذا هر شخصی که بخواهد در اینوست وست وِیژن سرمایه گذاری کند، باید به دفتر دبی مراجعه کند و در دبی قرارداد امضا کند.
. بعضی از دوستان ادعا می کنند که محصولات وست ویژن خیلی گران تر از قیمت بازار سنتی ارائه می شوند، نظر شما چیست؟
مسئول قراردادهای شرکت آقای نامداری هستند و بنده شاهد هستم که ایشان برای بستن یک قرارداد و خرید یک محصول چه قدر دقیق و موشکافانه عمل می کنند و با تولیدکننده های زیادی وارد مذاکره می شوند و با تولیدکننده ای که با کیفیت ترین محصول را با کمترین هزینه تولید می کند،قرارداد می بندند.
در حضور آقای نامداری اعلام می کنم اگر فردی می تواند محصولی را با قیمتی پائین تر از قیمت خرید شرکت، عرضه کند ما خریدار آن هستیم و اگر وست ویژنی ای کالایی را ارزان تر از قیمت خرید ما سراغ دارد و ما را در جریان نگذارد به نظر من این فرد نه تنها به خود که به وست ویژن خیانت کرده است.
در ضمن ما در بازار تجارت الکترونیک فعالیت می کنیم و این بازار تفاوت هایی با بازار سنتی دارد. مثلا در حال حاضر ما حدود 1 میلیارد تومان کالا در انبار های شرکت داریم و هزینه های انبار و نگهداری این کالاها (مخصوصا کالایی مانند فرش) بسیار بالاست.
. به خبر های خوش شما عادت کرده ایم. ارمغان جدید شرکت چیست؟
یکی از امکانات جدیدی که طی چند هفته ی آینده در اختیار بازاریابان شرکت قرار می گیرد، VVMESSENGER است. VVMESSENGER برای بازاریابان این موقعیت را فراهم می کند تا هر لحظه که خواستند بتوانند با افراد مجموعه ی خود که On هستند، گفتگوی اینترنتی داشه باشند.
قفل سخت افزاری وست ویژن هم به زودی آماده ی تحویل به بازاریابان می شود. همان طور که می دانید کار قفل سخت افزاری محافظت از اطلاعات و مبادلات جایگاه شماست.
برنامه ی VAST VISION AUTO TRADING(تجارت اتوماتیک در وست ویژن) هم که یکی از بهترین و قوی ترین مفسرهای چارت تغییر قیمت در دنیاست و توسط خودم( دکتر بابائی) طراحی شده و این برنامه در حال حاضر فقط در اختیار خودم قرار دارد و از آن به عنوان پشتوانه ای برای وست ویژن استفاده می کنم.
پاسخ جناب آقای دکتر بابائی به سوالات وبلاگ نویسان قسمت اول
دوستان سلام. برگزاری گردهمایی وبلاگ نویسان با مدیر عامل فهیم شرکت وست ویژن جناب آقای دکتر بابائی آن قدر مهم و باارزش بود که نمی توانم ساده از آن بگذرم و قصد دارم تا در مورد مسائل مطرح شده، تحلیل هایی در حد توانم ارائه دهم. اما قبل از آن می خواهم به سوالات وبلاگ نویسان(که هر کدام از آن ها می تواند سوال یکی از شما هم باشد) و پاسخ های مدیرعامل محترم شرکت، بپردازم:
. جناب آقای دکتر بابائی به نظر شما علت رفتن تعدادی از لیدرها چیست؟
حقیقت این است که در بعضی از لیدرهای وست ویژن ایمان به پول وجود داشت و نه ایمان به کار. من تصمیم گرفتم استراتژی ای را طراحی کنم تا افرادی که به خاطر پول در وست ویژن بودند ریزش کنند و افراد با ایمان باقی بمانند و معتقدم هنوز هم خیلی از افراد هستند که باید بروند.
. خیلی از افراد معتقدند وست ویژن ضعیف شده است، نظر شما چیست؟
ببینید وقتی من وست ویژن را راه اندازی کردم بسیاری از افراد می گفتند عمرا بتواند 6 ماه بماند و بعد از آن می گفتند نمی تواند 1 سال دوام بیاورد و پس از ؟آن هم می گفتند وست ویژن هیچ گاه 2 ساله نخواهد شد. البته در این زمان بارها هم اعلام کردند که بابائی فرار کرد!!! بابائی رفت!!! و خدا را شکر در حال حاضر به قدرتی رسیده ایم که دیگر جرات نمی کنند بگویند وست ویژن نمی تواند 3 ساله شود ولی ادعا می کنند همه از وست ویژن رفتند و وست ویژن ضعیف شده و...
اما قافلند از این که این استراتژی من بوده و من می خواهم فقط افراد با ایمان در وست ویژن بمانند حتی اگر تعداد این افراد 5000 نفر باشد! آن وقت می بینید که با همین افراد چگونه وست ویژن را می سازیم.
. بحث قانونی شرکت در شهرستان ها به کجا کشید؟
همان طور که می دانید ما در هر شهری که برای پرونده های وست ویژن وکیل شرکت را فرستادیم، ( به جز 2 مورد در شیراز که به خواست خودمان و به خاطر خیانت آن 2 نفر به وست ویژن بود) حقانیت کار بازاریابان سالم و شرکت به اثبات رسید. برای همایش آخری هم که در اصفهان برگزار شد، مدارک قانونی شرکت را به مسئولین این شهر ارائه دادیم و در آن جا هم مشخص شد که وست ویژن از نظر قانونی مشکلی ندارد.
. وضعیت G_BANK به چه صورت است؟ آیا محصول جدیدی وارد G_BANK می شود؟
وضعیت G_BANK کاملا روشن است و از روز اول هم به عنوان بانک کالا مطرح بوده. در حال حاضر هم محصولاتی در این بانک قرار دارند و قابل خریداری هم هستند. در آینده ای نزدیک محصولات جدیدی وارد G_BANK خواهیم نمود که یکی از این محصولات پک آموزش زبان انگلیسی با قیمت حدود 58 هزار تومان خواهد بود.
. محصولات استراتژیک شرکت قابل استفاده در ایران هستند؟
محصولات استراتژیک شرکت در ایران قابل استفاده هستند ولی استفاده ی بعضی از آن ها مانند سیم کارت بین المللی وست ویژن در ایران به صرفه نیست. در عین حال استفاده از ویزا و مستر کارت وست ویژن و VOIP به صرفه بوده و بسیار هم کاربرد دارد.
. از بانک وست ویژن چه خبر؟
بانک وست ویژن همان طور که قولش را داده بودم در اواخر امسال و اوایل سال آینده راه اندازی می شود. این بانک اعتبار خیلی بالایی خواهد داشت و می توان از این بانک کارت های اعتباری و حتی دسته چک دریافت نمود. بانک پروژه ی بسیار بزرگ و سنگینی است و حتی برای راه اندازی یک بانک در ایران حداقل نیاز به 250 میلیارد تومان است. پس از راه اندازی این پروژه ما به افراد با ایمان وست ویژن بیشتر نیاز خواهیم داشت.
1- پک خوزستان، جا جواهری چرم، cd ایران کهن
گزارش دومين گردهمايي وبلاگ نويسان وست ويژن
وبلاگ نويسي يا روزنامه نگاري اينترنتي
چنديست كه بين كاربران اينترنتي باب شده است و هركسي به نحوي از طريق يكي از سايت هاي سرويس دهنده ي وبلاگ شروع به نوشتن مطالب با موضوعات مختلف ميكند . خوب در اين بين افراد مختلف با سلايق و شخصيت هاي مختلف هم به عنوان بيننده و مطالعه كننده ي وبلاگ و هم به عنوان نويسنده از وبلاگ استفاده ميكنند . مدتيست كه اين كار يعني وبلاگ نويسي به عنوان يكي از ابزار هاي اموزشي و اطلاع رساني در بين نتوركر ها نيز به حساب مي ايد . خوب هركسي به نيتي شروع ميكند . اوايل كار معمولا بعضي ليدرها براي هدايت مجموعه اي خود كه در شهر هاي مختلف وجود دارند و نميتوان هميشه به انها سركشي كرد استفاده ميكنند و بعد از مدتي مخاطبين زيادي غيراز اعضاي مجموعه ي خود پيدا ميكنند و متوجه ميشوند كه رسالت بزرگتري در پيش دارند و ان هم اين است كه ديگه براي خودشون و مجموعشون نمي نويسند بلكه براي كليه ي اعضاي كمپاني و يا افراد ديگري هم مينويسند .پس وظيفه ي سنگين تري بردوش خواهند داشت .در اين بين باز هم مانند هميشه كه شركت وست ويژن اولين گام را در همه جا برميداشت اين بار هم پيشقدم و استارت كار وبلاگ نويسي حرفه اي از اين شركت آغاز شد و دراين ميان مديران وبلاگ ها و مسئولين شركت هراز چندگاهي دور هم جمع ميشوند و مشكلات و مسائل كاري را در يك جو صميمانه با يكديگر در ميان ميگذارند و انتظاراتي كه مسئولين از وبلاگ نويسان و وبلاگ نويسان از مسئولين دارند را مشخص ميكنند .در همين راستا ديروز دومين گردهمايي وبلاگ نويسان وست ويژن در ساعت 19:30 در مكان : تالار و رستوران استخر ونك برگزار شد كه در ذيل به شرح انچه در ان جو صميمي اتفاق افتاد مي پردازم .دوشنبه شب بود كه جناب اقاي اسماعيلي مدير روابط عمومي شركت وست ويژن با بنده تماس گرفته و ادرس و محل برگزاري گردهمايي را خدمت ما اعلام كردند . روز بعد ما راهي تهران شديم و حوالي ساعت
18:30 بود كه جلوي تالار محل برگزاري گردهمايي رسيديم . در انجا مانند هميشه ابتدا جناب اقاي دلالزاده مدير وبلاگ تيم اموزشي وست ويژن را مشاهده كرديم و بعد از كمي سلام و احوالپرسي ناگهان اقاي دلالزاده اعلام كردند كه " جناب اقاي دكتر بابايي هم امدند " ايشان مانند هميشه ما را غافلگير كردند و بنده و دوستان وبلاگنويسم مانند هميشه از ديدن ايشان به وجد امده بوديم . متاسفانه كلمات در انتقال احساسات ناتوان هستند و ديگه نميتونم بگم چقدر از ديدن دكتر خوشحال شدم .بعد از سلام و احوالپرسي به داخل رستوران رفتيم .چون ما كمي زودتر امده بوديم باهم مشغول صحبت شديم و دكتر از خاطراتي كه با برخي ليدرها داشتند گفتند تا جلسه شروع شود . حدود ساعت 19:40 بود كه با امدن مدير وبلاگ ترنادو اقاي بيات جلسه به طور رسمي شروع شد .دكتر شروع به صحبت كردند در بين صحبت هاي ايشان ابتدا صحبت از ايمان بچه ها به ميان امد . ايشان خيلي از اين موضوع ناراحت بودند و رنج ميبردند كه چرا بچه هاي ما به شركت وست ويژن و شغلشان كه بازاريابي است ايمان ندارند و خاطره اي براي ما گفتند از شخصي كه با ايشان اشنا شده بودند و ميگفتند كه اين شخص چقدر با ايمان از شركت خود دفاع ميكرد در حالي كه شركت او حتي گوشه اي از خدمات و كارهايي را كه وست ويژن براي بازاريابان خود فراهم كرده را نداشته است . موضوع ديگري كه دكتر از ان ناراضي بودند عملكرد وبلاگ نويسان در پوشش خبري گردهمايي ها مخصوصا جلسه ي اول وبلاگنويسان بوده است و ميگفتند كه بازتاب خبري جلسات خيلي ضعيف است ( در اينجا بايد عرض كنم كه حق با شماست ولي كمي هم به بچه ها حق بدهيد چون بعضي ها به صورت حرفه اي كار وبلاگ نويسي نميكنند ونميتوانند انتظارات شما را تحقق ببخشند و همچنين خيلي ها نمدانند كه شما از ايشان چه انتظاراتي داريد؟ كه انشااله... با برگزاري اين گونه جلسات و اشنايي با معيار هاي يكديگر و اينكه شما از ما چه توقعاتي داريد و ما چه ... اين مهم نيز تحقق پيدا خواهد كرد.) در ادامه راجع به وبلاگ هاي بچه ها بحث شد و اينكه ايشان هميشه به وبلاگ هاي بچه ها سر ميزنند و مطالب انها را مطالعه ميكنند و مورد ارزيابي قرار ميدهند . بعد دكتر موضوعي را مطرح كرد كه از ان ناراحت بودند انهم اين بود كه " چرا وبلاگ ها طي برهه اي از زمان داغ ميشوند؟ يعني هميشه اپديت ميشوند؟....ولي ناگهان سرد شده و بعضي كلا آن را رها ميكنند ." ايشان عقيده داشتند كه اساس اين تغييرات چند علت ميتواند داشته باشد :1) نمي خواهند خودشان را با شركت هماهنگ كنند . يعني هركاري را هرطور كه دلشان ميخواهد را انجام ميدهند .
2)به شركت ايمان ندارند .
3)تاپليدر ها نميتوانند مطالب را درست و دقيق انتقال دهند .
4)شركت تقصير كار است نسبت به اينكه اطلاعات را بايد به طور كامل و بايد و شايد در اختيار
وبلاگ ها و وبلاگ نويسان قرار نميدهد و انتقال اطلاعات در اين بين وجود ندارد .
5)نوع عملكرد وبلاگ نويسان براي منافع شخصي است . ( يعني به قول خودشان تا پنيرشان كهنه نشده يا دارند پورسانت هاي ميليوني ميگيرند ميگويند به به ... شركت عالي
, مدير عامل توپ و ...كم كم طرف اوج ميگيره براي خودش و ناگهان ميبينه بعد از مدتي پورسانتش شده هفته اي 30000 تومان . اون وقته كه ديگه حالا ميگن ,مدير عامل فلان و شركت فلان , اقا تو اوج نگير !!! برو بررسي كن اگه شركت خوبه بيا تو شركت اگه بده نيا !!!)بعد اقاي دكتر راجع به اينكه چرا بعضي از افراد
OFF ميشوند يا بلاك ميشوند و ... صحبت كردند و اينكه نگوييد چرا فلاني رفت؟چرا فلاني بلاك شد؟برويد و بررسي كنيد كه دليل ان چه بوده است؟مثلا شخصي كه زندگي اش را از وست ويژن دارد و مديون وست ويژن است به طور مخفيانه در شركت هاي هايپ سرمايه گذاري ميكنند و به مجموعه و شركت خيانت ميكند به نظر شما حق اين شخص چيست؟تو مو ميبيني و من پيچش مو تو ابرو من اشارت هاي ابرو
اينگونه افراد به گفته ي دكتر يا
نادان هستند و يا نامرد , كه دكتر ميگفتند كه من دومي را بيشتر قبول دارم. بعد در مورد مسئله اينوست صحبت كردند و اينكه مدت 2 سال است كه دارند روي اين مسئله كار ميكنند و طي هفته ي گذشته سيستم درامد زايي اينوست وست ويژن را براي تاپليدر ها بازگو كردند و ادعاي اين را هم كردند كه برنامه اي طراحي كرده ام كه در حال حاضر بهترين مفسر چارت هاي خريد و فروش سهام است و نام ان را VAST VISION AUTO TRADING گذاشته اند و گفته اند كه اين برنامه فقط در اختيار شخص ايشان است و پشتوانه ي مالي براي اينده شركت و بانك وست ويژن خواهد بود .بعد از مجوزي صحبت به ميان اوردند كه به واسطه ي ان ميتوانند سرمايه هاي مردم را جذب كنند و به طور ماهيانه درصدي سود علي الحساب به افراد بدهند و حتي برگه هاي قرارداد بين اينوستورها و شخص خود دكتر بابايي را هم به ما نشان دادند كه ميگفتند ما بعد از جذب سرمايه هاي افراد اين قرار داد ها را با افراد ميبنديم كه اين قرار داد ها در چندين كشور ارزش قانوني دارد و ميتوانند از ان استفاده كنند .مبحث بعدي در مورد كالا ها بود كه دكتر گفتند ما در حال حاضر بيش از
74 نوع كالا در انبار داريم كه مبلغ انها بيش از يك ميليارد تومان است ولي با توجه به شرايط صلاح نميدانم كه كالاها را در سايت بگزارم ."اين سياست من است" هركسي ميگه خوب نيست , من حاضرم تعهد كتبي, اخلاقي و رسمي بدهم كه اگر كسي ادعا ميكند بهتر است بيايد جاي من كار كند كارهاي فني را هم من قبول ميكنم كه انجام بدهم و ان شخص هم بيايد و جاي من تصميم بگيرد و حتي اگر ميخواهد 70 نوع كالا در سايت قرار دهد و اگر هم به مشكلي برخورد خودش ان را حل كند .دكتر تاكيد داشتند كه " سياست هاي بچه هاي ما اشكال دارد . مشكلش اين است كه ما به افراد قول ميدهيم كه حتما انها را پولدار ميكنيم و بعد مثال 10 استيج را كه در پرزنت ها زده ميشود را زدند و گفتند اينجاي كار ايراد دارد چون اغواگري انجام ميشود .مشكل بعدي نه تنها در وست ويژن بلكه در ديگر نتورك ها هم همينگونه است كه افراد ميخواهند به هر بهانه اي پولدار بشوند .اينها مشكلات اصلي ما و صنعت نتورك ايران است ."بعد از ان را جع به سيستم
VOIP صحبت به ميان امد . اين سيستم به گونه اي عمل ميكند كه , شركت يك شماره به شما ميدهد و شما اگر تماسي با خارج از كشور داشتيد با اين شماره تماس ميگيريد . سرور شركت شماره ي شما را تشخيص ميدهد و شما را اتوماتيك قطع ميكند تا شما در اين بين هزينه اي نپردازيد . و خودش با شما تماس برقرار ميكند اپراتور ازشما ميپرسد كه با كجا و چه شماره اي ميخواهيد تماس بگيريد؟بعد شماره را ميگيريد و به راحتي با مبلغ پاييني ميتوانيد با هر كجا كه خواستيد صحبت كنيد .موضوع بعدي كه جناب اقاي دكتر به ان اشاره كردند بحث راجع به ميزان تغييرات در
PRODUCT (محصولات) و استراتژي محصولي شركت وست ويژن از ابتدا تا به حال بود كه در هيچ نتوركي وجود ندارد .DEBIT CARD - VOIP سيم كارت بين المللي وست ويژن محصولات ديگر از اين نمونه است و در اين مورد كه از اين پس ما توانايي اين را به عنوان اولين شركت خصوصي داريم تا مستركارت و ويزا كارت را در كشور جمهوري اسلامي ايران با نام خود افراد صادر كنيم . چيزي كه در خواب هم نميتوانستيم حتي تصور ان را بكنيم .بعد راجع به برنامه
VVMESSENGER صحبت كردند كه همانطور كه از اسمش پيداست براي وست ويژن طراحي شده است و طرز كارش به اين گونه است كه شما وقتي به اينترنت متصل شديد . هركدام از زيرمجموعه هاي شما كه انلاين بشوند را ميتوانيد مشاهده نماييد و با انها چت بكنيد و از حال و احوال انها با خبر شويد .با اين برنامه ديگه احتياج نيست كه هركسي در دورترين نقطه ي ايران است و ميخواهد با ليدر خود تماس بگيرد و يا با وي مشورت نمايد مجبور باشد كه پيش او بيايد و كلي خرج بكند و ... با استفاده از اين نرم افزار و اينترنت به راحتي اين كار امكان پذير خواهد بود .يا ميتوانند يك ساعتي را مشخص كنند و در همان ساعت انلاين بشوند و همه باهم مشورت كنند و SHARE اطلاعاتي كنند .مبحث بعدي قفل سخت افزاري
USB بود كه در پست هاي قبلي راجع به ان توضيح داده شده است و بنده باز هم كمي راجع به ان توضيح ميدهم .اين قفل بيشتر براي امنيت دفاتر كاري و نقل و انتقالات بازاريابان محترم طراحي شده است و طرز كار ان به اين صورت است كه شما وقتي به دفاتر كاري خود وارد ميشويد بدون ان قفل نميتوانيد هيچ گونه نقل و انتقالي در دفاتر كاري خود داشته باشيد . يعني حتي اگر هم كسي USER و PASSWORD شما را داشت نميتواند به بخش ها مختلف دفتر كاري شما دسترسي پيدا كند .صحبت اصلي ما بيشتر راجع به
بانك وست ويژن بود كه حالا نوبت به ان رسيده .دكتر گفتند كه همانطور كه قول داده بودم تا عيد مجوز بانك را خواهم گرفت .گفتند بانكي را كه ميخواهيم بزنيم را برايش كلي برنامه داريم . بانكي كه ميتوانيد حتي دست چك از ان داشته باشيد .براي اينكه بدانيد اين كار چقدر براي شركت خرج دارد اين را بدانيد كه اگر بخواهيم در تهران بانكي را تاسيس كنيم بايد حداقل 250 ميليارد تومان سرمايه گزاري كنيم . دكتر گفتند كه در دبي هم خيلي بيشتر از اينها است و ما قصد اين را داريم تا در يك كشور ديگر آن را تاسيس كنيم .بعد راجع به مشكلاتي كه در دبي پيش پاي ايشان مي انداختند صحبت كردند و گفتند اخرين سنگي هم كه توانستند پيش پاي ما بياندازند اين بود كه گفتند : "آيا شما در اين زمينه تحصيلات داريد ؟ " كه دكتر هم در جواب ايشان گفتند كه من دكتراي اين كار را دارم و مداركي را كه از امريكا براي ايشان فرستاده بودند را نشان تك تك بچه ها دادند و من به شخصه مدارك را از نزديك ديدم و ايشان گفتند كه اگه مدارك را تحويل دولت دبي بدهم ." شركت وست ويژن به عنوان اولين شركت در تاريخ دبي خواهد بود كه
LICENSE و مجوز MLM را در دبي دريافت ميكند "و اين افتخاري ديگر براي وست ويژن و بازاريابان اين شركت خواهد بود .بعد از پايان صحبت هاي جناب اقاي دكتر بابايي مديران وبلاگ ها مسائل و مشكلات خود را مطرح كردند و در اخر غذا را سرو كردند و اوردند . مديران وبلاگ ها در كنار دكتر بابايي و اقاي نامداري مسئول بستن قرارداد ها در شركت وست ويژن و اقاي اسماعيلي مدير روابط عمومي شركت وست ويژن و ديگر دوستان در جوي صميمانه مشغول خوردن غذا شدند كه در اينجا جا دارد از جناب اقاي اسماعيلي به خاطر زحماتشان كه مسئوليت هماهنگي جلسه و تعيين و مشخص نمودن مكان و زمان ان را بر عهده داشتند تشكر و قدرداني بكنم .در پايان غذا دكتر بابايي از جمع ما جدا شدند و رفتند كه از ايشان هم به خاطر زحماتي كه براي بازاريابان ميكشند تشكر ويژه اي ميكنم .اين نكته را هم بگويم كه دكتر در اخر كه از جمع ما جدا ميشدند گفتند كه من نميخواهم از من تشكر كنيد من از شما تقاضا دارم حال كه دارم شرايط را براي شما اسان ميكنم فقط درست و اصولي و خوب كار كنيد .تا همه به درامد برسيد البته يك كاري را براي ما وبلاگنويسان داشتند كه ديگه اينو نميتونم بگم شرمنده !!!در اخر حدود نيم ساعتي با مديران وبلاگ ها و اقاي اسماعيلي جلسه داشتيم كه در مورد نتيجه گيري و سوال در مورد جلسه امروز بود .
پايان گزارش دومين گردهمايي وبلاگنويسان شركت وست ويژن
با تشكر مدير وبلاگ مرجع وبلاگ هاي وست ويژن
روابط عمومی و امور بین الملل وست ویژن
در ضمن وب لاگهایی که مایل به شرکت در جلسه می باشند شماره تماس - آی دی و نام مدیر فروش خود را به دفتر شرکت سریعا"اعلام نمایند.
منبع : thebestofleaders
آيا تاكنون فكر كردهايد شخصيتهاي نامآور دنيا كه همه آنها را ميشناسند و اغلب از ثروتمندترينهاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغلهايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنونيشان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي ميپرداختند كه برخي از ما انسانهاي گمنام و معمولي، انجام آن را دون شان خود ميدانيم.
راد استوارت : Rod Stewart
خواننده سرشناس انگليسي در هايگيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاههاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار ميكرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر ميكرد و آواز ميخواند و پول جمع ميكرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.
مايكل دل : Michael Dell
موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد ميگرفت. او از اين تجربهاش به نيكي ياد ميكند و ميگويد: بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران ميرفتم ميتوانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار ميكرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد ميشد اهميت ميداد.
شون (ديدي) كومبز : Sean (Didi) Combs
هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه پخشكن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نميكرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
پول پوت : Pol Pot
كامبوجي قبل از اينكه يك خيانتكار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل ميكرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس ميكرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پولپوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سالها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.
اوپرا وينفري : Oprah Winfrey
مجري سرشناس آمريكايي در (ميسيسيپي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي ميكرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او ميتوانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيهكنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.
تري هچر : Terry Hatcher
هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همينخاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگتر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويقكننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول ميگرفت.
آدولف هيتلر : Hitler
در كودكي به مدرسه كليسا ميرفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شبها را در پانسيون ميگذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) ميكرد و كارت پستال ميكشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نميشد شايد او يك نقاش شكستخورده ميشد.
ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت ميبرد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.
سيلوستر استالونه : S.Stalone
هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسيهايش ميگفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.
جنيفر لوپز : J.Lopez
مدتها قبل از آنكه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس سادهاي بر تن ميكرد و به دادگستري ميرفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.
بنيتو موسوليني : Mosilini
ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار ميكرد و داستان دنبالهدار مينوشت. يكي از داستانهاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقهاش را بيان ميكرد.
فيدل كاسترو : Fidel Castro
شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيمهاي مهم ليگ آمريكا بازي ميكرد ولي اين گفته اشتباهاست. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار ميكرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاههاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اينجاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.
بيل گيتس : Bill Gates
فکر نميکنم فردي در جهان وجود داشته باشه که "بيل گيتس" رو نشناسه. مردي که سالهاي متوالي ثروتمندترين مرد جهان بود(جايي خوندم که امسال ثروتمندترين مرد جهان فرد ديگري شناخته شده). بيل گيتس در عمارت كنگره واشنگتن پادو بود.
ويليام واتكينز : William D. Watkins
رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار ميكرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج ميشدند باشد.
بيل موري : Bill Murray
كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي ميايستاد و شاه بلوط ميفروخت. او مدتي نيز پيتزافروشي كرده است.
راش ليمبو : Rush Limbaugh
مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس ميزد.
رابين ويليامز : Robin Williams
هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا ميكرد.
تامي هيل فايگر : TOMMY HILFIGER
از طراحان بنام و معروف لباس كه لباسهاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده ميشود، زماني كه هيچ فروشندهاي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را ميفروخت.
جري سينفلد : Jerry Seinfeld
كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ ميفروخت.
دمي مور : Demi Moore
كه سالهاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار ميكرد.
جنيفر انيستون : Jennifer Aniston
پيشخدمت رستوران بود.
براد پيت : Brad Pitt
شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل ميكرد.
گارت بروكس : Garth Brooks
چند ماه قبل از اينكه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمهفروشي بود.
جك نيكلسون : Jack Nicholson
بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار ميكرد.
استفان كينگ : Stephen King
نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانشآموزان را تميز ميكرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.
هريسون فورد : Harrison Ford
نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي ميآورد.
دن براون : Dan Brown
نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبانهاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود
نکاتی برای مدیریت زمان
شما تا چـه اندازه برای وقت خود ارزش قائلید؟ آیا از بـرنامه زمـانی مـشخصی برای به انجام رسـانـیـدن كـارهــای خود پیروی میكنید؟ یك عامل بسیار مهم در هر موفقیتی برنامه ریـزی صحیح و پیروی از یك برنامه زمانی مشخص برای نیل بـه اهداف مطلوب میـبـاشد. اكنون برای آنكه قادر باشید از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنید نكات و راهكارهای زیر را در زندگی خود بكار بندید:
۱- همواره فعالیتها و تكالیف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ریزی كنید و كارهایی كه باید به انجام رسانید را روی كاغذ یادداشت كنید.
۲- سپس فهرست تكالیف و كارهای خود را اولویت بندی كرده و برای هر كدام از آنها ضرب العجل اجرایی منظور كنید.
۳- همیشه كارهایی دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقیه و یا درهنگامی كه در بهترین شرایط جسمی و روحی میباشید انجام دهید. كارهای سبكتر را در هنگام خستگی نیز میتوان به انجام رساند.
۴- امور با اهمیت اما ناخوشایند را به تعویق نیاندازید. هیچگاه كارها با به تعویق انداختن خوشایند تر نمیگردند.
۵- هرگاه شروع به انجام كاری كردید سعی كنید بدون وقفه آن را به پایان رسانید.
۶- مابین فعالیتها برای خود وقت استراحت نیز در نظر بگیرید.
۷- مكالمات تلفنی خود را نیز از پیش برنامه ریزی كنید: سخنانی كه میخواهید بیان كنید و یا اطلاعاتی كه میخواهید كسب كنید را روی كاغذ یادداشت كنید.
۸- همواره خود انگیخته باشید و با پشتكار كارهای خود را به پایان رسانده و مقهور موانع نگردید.
۹- در هر زمان كه تصور كردید كاری كه در حال انجام آن میباشید عبث، بی فایده و غیر سازنده میباشد به محض دریافت دست از آن بكشید.
۱۰- به خود و اولویتبندی كه صورت داده اید اعتماد و ایمان داشته باشید و در هر شرایطی به آنها پایبند باشید.
۱۱- اینكه وقت خود را صرف چه اموری میكنید را دقیقا مورد بررسی و نظارت قرار داده و در صورت لزوم یكسری تغییرات آگاهانه در رفتار خود پدید آورید.
۱۲- همواره در زندگی فرد منظم و سازمان یافته ای باشید تا وقت خود را بیهوده صرف یافتن وسایل گم گشته خود نكنید.
۱۳- برای وقت خود ارزش قائل باشید زمان هیچگاه به عقب باز نمیگردد.
۱۴- به خاطر داشته باشید استرس و خستگی معلول كارهایی كه به انجام رسانیده اید نبوده بلكه بیشتر از افسوس كارهایی كه میتوانستیم انجام دهید اما انجامشان نداده اید نشات میگیرند.
۱۵- به هیچ فردی اجازه ندهید وقت شما را تلف كرده وبرای خود مصروف دارد. برای خود مرز بندی مشخصی تعیین كرده و بیاموزید كه در صورت لزوم با صراحت نه بگویید.
۱۶- از تمام لحظات زندگی خود به نحو احسن استفاده كرده و سعی كنید از آنها لذت ببرید.
۱۷- سعی كنید فرد خوشبینی باشید و همواره در انتظار رویدادهای خوشایند در زندگی خود باشید.
۱۸- برای زندگی خود اهداف مشخصی تعیین كرده و برای دستیبابی به آنها تلاش كنید.
۱۹- هنگام نیاز از فرد آگاهی راهنمایی بخواهید.
۲۰- وقت كشها و یا هدر دهنده های وقت را به حداقل برسانید. آنها شامل موارد زیر میباشند:
▪ تلفنهای طولانی، بی هدف و غیر ضروری.
▪ بازدید كننده ها و میهمانان ناخوانده.
▪ پشت گوش اندازیها.
▪ گفتگوهای بی ثمر و یا نا مشخص.
▪ دانش فنی ناكافی و یا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
▪ فقدان اهداف و اولویت بندیها و یا مبهم و گنگ بودن آنها.
▪ فقدان برنامه ریزی.
▪ خستگی و استرس.
▪ ناتوانی در نه گفتن.
▪ بی نظمی و نابسامانیهای فردی.
▪ تماشای تلویزیون. تماشای بیش از ۲ ساعت در روز برنامه های تلویزیونی معقول نمیباشد.
نقش تصویر سازی ذهنی و تلقین در زندگی چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد.
يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد. زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اين كار هم شد. اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان مي دهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود.
نمونه دوم آزمايشي بود كه به پيشنهاد يكي از روانشناسان بر روي دو تن از مجرمين محكوم به اعدام انجام شد. آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود. سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود. اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند. ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است.
در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد. اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي شما با توجه به آنچه فكر مي كنيد يا خيال مي كنيد كه حقيقت دارد واكنش نشان مي دهد. دستگاه عصبي شما تجربه خيالي را از تجربه واقعي تميز نمي دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتي كه از ناحيه مغز در اختيار او قرار مي گيرد واكنش نشان مي دهد. اين يكي از قوانين اوليه و اصولي ذهن است. در واقع اينطوري ساخته شده ايم. وقتي اين قانون را در افراد هيپنوتيزم شده مشاهده مي كنيم شك مي كنيم كه حتما نيرويي مرموز يا فوق طبيعي در كار است. در واقع آنچه را كه مي بينيم فرايند طبيعي عمل مغز و دستگاه عصبي انسان است و نه چيز ديگر.در پديده هيپنوتيزم اگر بيمار بدرستي گفته هاي شخص هيپنوتيزم كننده معتقد باشد كارهاي حيرت آور انجام مي دهد و بيمار رفتاري متفاوت از خود نشان مي دهد زيرا طرز فكر و باورش تغيير كرده است. هيپنوتيزم يا خواب مصنويي هميشه به نظر اسرار آميز بوده است زيرا هميشه فهم اينكه چگونه باور كردن مي تواند منجر به رفتار غير عادي انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنويي چنان برخورد شده كه انگار نيرو يا قدرت ناشناخته اي در كار است. اما حقيقت اين است كه وقتي شخصي را متقاعد مي كنيد كه قدرت شنوايي اش را از دست داده رفتار ناشنوايان را پيدا ميكند. وقتي او را متقاعد مي كنيد كه نسبت به درد حساسيت ندارد، مي تواند بدون بيهوشي تحت عمل جراحي قرار گيرد و در اين ميان نيروي مرموزي هم در كار نيست.
در طول تنظیم این مطلب بارها به یاد این جمله از دکتر آزمندیان افتادم: «قانون زندگی قانون باورهاست»
وست ویژنی:
1- یک وست ویژنی موفق خدا را هرگز فراموش نمیکند چون روز بروز نسبت به زندگی امیدوارتر میشود و میفهمد که خدا چقدر او را دوست داشته که این کار ارزشمند را در اختیارش گذاشته است.
2- یک وست ویژنی موفق هر روز نسبت به روز گذشته اطلاعاتش را در زمینه کارش بالا میبرد زیرا سرمایه واقعی در اینکاراطلاعات است . در موج سوم فقیر کسی است که اطلاعات نداشته باشد.
3- یک وست ویژنی موفق برای کار کردن بایستی فرد متعهدی نسبت به اهداف و زیر مجموعه هایش باشد در غیر اینصورت شکست خواهد خورد.
4- یک وست ویژنی موفق هیچگاه وقت خود را صرف کارهای بی ارزش نمیکند چون در این حرفه هر چقدر وقت بیشتری صرف کند موفقیت بیشتری بدست خواهد آورد .
5- یک وست ویژنی موفق سعی میکند روز بروز در رفتار خود تجدید نظر کند چون روزی الگوی یک سازمان بزرگ خواهد شد.
6- یک وست ویژنی موفق همواره در کار خویش صادق است زیرا همه افراد به نوعی به هم سود میرسانند و جائی برای دروغ نمی ماند.
7- یک وست ویژنی موفق هرگز سراغ افراد زیادی نیست که مجوعه اش را بزرگ کند بلکه فقط این هدیه را به دو نفر از بهترین عزیزانش تقدیم میکند و آموخته هایش را به آنها می آموزد تا آنها نیز چنین کنند.
8- یک وست ویژنی موفق هرگز واژه ای بنام شکست را در الفبای زندگی خود نمی پذیرد بلکه از شکست بعنوان مقدمه پیروزی یاد میکند.
9- یک وست ویژنی موفق اهداف زندگیش را بطور دقیق روی کاغذ می نویسید چرا؟ زیرا اولین قدم برای شروع اینکار تعیین هدف است. برای کشتی که هدفی نداشته باشد باد موافق و مخالف بی معنی است.
10- یک وست ویژنی موفق به راحتی به همنوع خود کمک میکند چون آموخته است که در زندگی به هر آنچه بخواهی می رسی ،بشرط آنکه دیگران را نیز در تحقق اهدافشان یاری کنی.
11- یک وست ویژنی موفق براحتی تغییر میکند بدین معنی که اگر همان گونه فکر کند که قبلا فکر میکرده نتیجه جدیدی بدست نخواهد آورد.
12- یک وست ویژنی موفق به خود افتخار میکند زیرا عضو موفق ترین شرکت ایرانی شده که برای اولین بار در دنیا با سرافرازی اعلام می کند ما هم می توانیم
13- یک وست ویژنی موفق هرگز به کار خود شک نمی کند زیرا هر کس خواسته با این پدیده مواجه شود راهی جز سر تعظیم پیدا نکرده است.
14- یک وست ویژنی موفق هرگز از توهین و افترا دیگران دلسرد نمی شود زیرا میداند سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
15- یک وست ویژنی موفق به عهد خود وفادار است زیرا مدیون است که زیر مجموعه اش را به سود برساند. 16-یک وست ویژنی حتی اگر زیر مجموعه ای غیر فعال دارد حداقل کاری که می کند محصول را به اومی رساند و خود را مسئول می داند
17- وست ویژنی به خود می بالد که در شرکتی ایرانی کار می کند باج به اجنبی نمی دهد محصول ایرانی می خرد به همنوع خود کمک می کند در معرفی کار از ایرانی و هویت ایرانی بحث می کند علاوه بر پول و محصول از ارزشها نیز صحبت می کند. دوست عزیز وست ویژنی اگر چنین نیستی بدان بایستی در اندیشه ات تجدید نظر کنی . و این از افتخارات دوستانت هست که تو را یاری کنند. شما هم آنچه در مورد وست ویژنی موفق میدانید در قسمت نظر بدهید ما را با نظر ارزشمند خود رهنمون نمائید. حتما در وبلاگ نظر شما را منعکس خواهم کرد.
از مخالفت مهراس، چرا که بالها در خلاف باد و نه موافق آن به پرواز در می آیند.
خودم را معرفی میکنم
من یک بازاریابم نه از جنس آنها که تا کنون بازار به خود دیده است انسانی که روحش از آینده است وجسمش در اکنون نفس می کشد. رسالتش تغییر خود وپس از آن دنیاست. او می داند هدف چیست و بارها برای اشتیاق سوزانش گریسته است. بارها نفی ونهی شده است. بارها به دلیل کج فهمی نادانان دچار تحمل رنج و سختی شده است.
انسانی که عاشق زندگیست و برای آن که سربلند زندگی کند می جنگد. با تمام وجودش می خواهد و می داند که تواناییش در این دنیا نا محدود است. او می داند چه می خواهد و یقین دارد به آن میرسد.
انسانی که شکست و نا ممکن را از ذهنش زدوده است و تنها به رسیدن و پیروزی می اندیشد.
او ابر انسان را به معنای کامل تفسیر کرده است.
او می داند نزدیکترین به خداست و رسالتش در دنیا چیست.
انسانی که از دریا عمیق تر از کوه محکم تر از درخت ریشه دار تر از آسمان بلندتر از توفان جنبنده تر از آتش سوزنده تر از الماس برنده تر از خاک محجوب تر و از عقاب بلند پرواز تر است.
من در دوئل با سرنوشت هرگز نمی بازم حتی اگر سر نیزه زهر آگینش را در وجودم فرو کند زیرا پایان داستان را من می نویسم.
عطش رسیدن به آرزوهایم چنان وجودم را تسخیر کرده است که به چیزی جز رسیدن فکر نمی کنم.
من دنیا را با دستان کوچکم، قلب ساده و مهربانم، ایمان راسخم و با تمام وجودم تسخیر می کنم.
در مواجه با مشکلات و در اوج تنهایی هایم باز آن یگانه مهربان را که تنهاترین هم هست به یاد می آورم. گویا با تمام وجود او را در کنار خود احساس میکنم و می بینم.
او هم از موفقیتم همچون من لذت میبرد و نیرو و اراده می بخشدم و چه زیبا تصویری.
دوستان من باور کنید :
در پس این کوه عظیم نگاهی به وسعت خوشبختی نهفته است پس تیشه را محکمتر بزنید.
تا رسیدن به قله های خوشبختی تنها یک نفس مانده است.
بدانید آنان که می مانند عاقبت را می بینند.
روزی فرا خواهد رسید که بر بام بلند ایران سرود پیروزی سر دهیم.
یا پیروزی یا پیروزی
منبع : نتورک سالم
قابل توجه کاربران گرامی :
به علت انجام یکسری عملیات پشتیبانی بر روی سرور و نیز دریافت اطلاعات از آن سایت بسته شده و از حالت سرویس دهی خارج میشود . پس از انجام کامل عملیات سایت قابل دسترسی خواهد بود .
جادوي كار پارهوقت
«برايان تريسي» و «آنتوني رابينز» در زمرهء مشهورترين مربيان در حوزهء مديريت، فروش، راهبري و
«جادوي كار پارهوقت»
كتابي است مبتني بر پيادهسازي لوح فشردهء صوتي ( CD ) «رآن». او در اين لوح فشرده، شيوههاي راهبري و موفقيت را در اين صنعت معرفي ميكند. اين شيوهها فلسفههاي شخصي اوست كه رآن، زندگي خود را بر اين پايه استوار كرده و بر اين باور است كه چنين اصولي، زندگي شخصي و كاري را رشد ميدهد، افزون بر آن درآمد سرشاري نيز نصيب خواهد كرد.
آيا مايليد با اين اصول آشنا شويد؟ اصولي كه از خلال گفتارهاي «رآن»، معرفي ميشود. شايسته است تاكيد شود پس از مطالعهء اين متن بهتر است كتاب مطالعه شود، همچنين دريابيم به عدد انسانها، راههاي موفقيت وجود دارد.
ضرورتي ندارد همگي انسانها، به مسيري واحد براي دستيابي به موفقيت تكيه زنند اما ضروري است موفقترينها را شناسايي كنند، راههاي رفتهء آنان را مورد مطالعه و بررسي قرار دهند، از بين راههاي رفتهء آنان، دست به انتخاب بزنند، اگر در راههاي رفتهءديگران، نيك بنگرند درمييابند با تغييراتي در آن راههاي رفته، شيوهاي جديد براي خود بيافرينند كه در پرتو آن اقدام كنند تا به موفقيت و شادكامي دست يابند.
به هر رو آنچه در پي ميآيد، اصولي است كه «رآن» در اين كتاب برآن تاكيد ميورزد، چون موفقيت خود را ناشي از به كارگيري اين اصول ميداند.گفتني آنكه جادوي كار پارهوقت اثري است از «جيم رآن» با پيادهسازي، ترجمه و ويرايش توحيد فريدوني، امير رضاهاشمي و رامين درگاهي. انتشارات آسيم، ناشر اين اثر، امسال اين كتاب را با تيراژ 5000 نسخه چاپ و در اختيار علاقهمندان قرار داد.
رآن در اين كتاب - جادوي كار پارهوقت- 12 اصل ارايه ميدهد. اين 12 اصل كدامند. 12 اصل «جيم رآن» به شرح زير است:
1- يافتن يك فرصت كاري
2- سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است
3- جادوي كار پارهوقت
4- تنظيم بادبان
5- قانون نسبتها
6- قانون كاشت و برداشت
7- پرورش مهارتها
8- بياييد با هم كار كنيم
9- ارتباط، معرفي و تمجيد
10- سزاواري در برابر نيازمندي
11- مهارتهاي شما، آيندهتان را رقم ميزند
12- خوب زندگي كنيد
سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است
«رآن» با صراحت اذعان ميكند نه در دبيرستان و نه در دانشگاه، هيچگاه در اين باره سخني را نشنيده است و به مجرد ورود به دنياي كار، به اين اصل دست مييابد.
«رآن» ميگويد وقتي كار ميكنيد، در پي كسب درآمدي هستيد براي كرايهءخانه، گذران اوقات فراغت، تامين نيازهاي زندگي، اين در حالي است كه اگر تغيير رويه دهيد، انرژي كاري شما افزايش مييابد. جملهء صريح رآن چنين است: «باورتان نميشود زماني كه براي سود و ثروت كار ميكنيد و نه براي پرداخت كرايهء خانه، صبح را با چه انرژياي آغاز ميكنيد! شما با كاركردن در اين سيستم، شانس بزرگي براي ثروتمند شدن داريد.»
جادوي كار پارهوقت
سومين اصل جادويي رآن، جادوي كار پارهوقت است. نگاه «رآن» متفاوت از اتفاقي است كه در جامعهء ما رخ ميدهد.«كار پارهوقت» اكنون به شيوهاي رايج تبديل شده است.
افراد پس از اتمام كار، كاري كاملا متفاوت و گاه در سطحي بسيار نازلتر را در باقيماندهء روز پيميگيرند. چنين كاري غالبا نيازي به مهارتهاي ويژه ندارد اما آنچه رآن بر آن تاكيد ميورزد آن است كه در اين كار پارهوقت، ضروري است شما با مهارتها و تكنيكهاي جديد آشنا شويد.
چنين نگاهي باعث ميشود شما با «قابليتي» تازه، فعاليتي جديد و بيشتر در سطحي عاليتر را پيبگيريد. بديهي است اين «قابليت» پلههاي ترقي شما را مهيا ميكند.
قطعا به مرور زمان، هم درآمد بيشتر نصيب شما ميكند و هم احساس ميكنيد كه قابليتهاي بيشتري را براي آينده كسب ميكنيد.
تنظيم بادبان
چهارمين قانون جيم رآن با تمثيلي لطيف قرين است: «همهء ما، شبيه به يك قايق بادباني در وسط دريا هستيم، اين مسير وزش باد نيست كه مقصد ما را تعيين ميكند بلكه اين قايقران و تنظيمات بادبان است كه مسير را معين ميكند.
از اين مثال، هر كسي ميتواند به نحوي در زندگي خود استفاده كند. بادها براي همهء ما، به طور يكسان ميوزند، باد مصايب، باد فرصتها، باد تغييرات! آنها حتي زماني كه قايق ما سروته شده است نيز ميوزند! بادهاي موافق و ناموافق، همواره در حال وزيدنند اما به خاطر داشته باشيد، بادها براي همهء ما، به طور يكسان ميوزند: «باد اقتصاد، باد اجتماع، باد سياست! فقط تفاوت در اين است كه شما قايق را كي به مقصد ميرسانيد؟ يكسال؟ سه سال؟ پنج سال؟ تفاوت، در زمان رسيدن و تنظيمات بادبان قايق شماست، نه بادي كه ميوزد.»
دو توصيهء جالب را «جيم رآن» در اين فصل تاكيد ميكند.
1-نخواه كه مسايل آسان شوند و مشكلات كمتري داشته باشي، بلكه تلاش كن كه تو توانمندتر شوي و مهارتهاي بيشتري كسب كني.
2-انسان، قادر به انجام كارهاي شگفتانگيزي است، به شرط آن كه از اتفاقات آينده نهراسد.
همچنان اين قوانين را ميتوانيد جستوجو كنيد اما بخش پاياني كتاب، گفتوگويي است كه با جيم رآن انجام شده اين گفتوگو نيز در خور توجه است. براي نمونه اين پرسش و پاسخ را بخوانيد كه در صفحات انتهايي چنين آمده است:
شما اغلب راجع به هدفگذاري، صحبت ميكنيد، چرا؟
چون آموختن هدفگذاري (Setting Goal) ، زندگي مرا تغيير داده است. روزي مربيام به من گفت: «فهرست اهدافت را به من نشان بده. به او گفتم، «من چنين فهرستي ندارم». او گفت: «اگر تو فهرستي از اهدافت نداري، من ميتوانم حدس بزنم كه موجودي حساب بانكي تو نيز بيش از چندصد دلار نيست!»
من گفتم: «آيا اگر فهرستي از اهدافم را تعيين كنم، مقدار موجودي حساب بانكيام تغيير ميكند؟»
او گفت: «حتما. من طرفدار اهداف هوشمندانه (smart) هستم. مشخص (specific) ، قابل اندازهگيري (measurable) ، قابل دستيابي (Attainable) ، واقعبينانه (Realistic) ، زمانبندي شده (Time-sensitive)
آموزش تجارت الكترونيك فرمان جامعه امروز
نويسنده: احمد جلالي فراهاني
واحد اطلاعات اكونوميست، در رتبه بندي كشورهاي مختلف از نظر آمادگي الكترونيكي ( readines -E )در سال ،۲۰۰۶ ايران را به عنوان پنجاه و هفتمين كشور جهان معرفي كرده است.
نكته باريكتر از مو در ماجراي تجارت الكترونيك در جهان اين است كه علي رغم جايگاه پائين ايران در رتبه بندي جهاني، ايرانيان سهم بسزايي در تأسيس و گسترش تجارت الكترونيك در دنيا داشته اند.
* ضرورتي به نام تجارت الكترونيك
چرا تجارت الكترونيك و پرداختن به آن اهميت دارد؟ تجارت الكترونيك چه نقش و سهمي مي تواند در افزايش بهره وري و جهاني شدن بازارهاي داخلي ايران داشته باشد؟ براي يافتن پاسخ اين سؤالات به سراغ دكتر علي صنايعي مي روم. انتخاب اين عضو هيأت علمي دانشگاه اصفهان از آن جهت است كه او عضو كميته تخصصي تجارت الكترونيكي شوراي عالي فناوري اطلاعات كشور است و توانسته نقش بسزايي در توسعه و گسترش پديده تجارت الكترونيك در ايران داشته باشد و علاوه بر آن دبير علمي دومين كنفرانس بين المللي تجارت الكترونيك نيز هست. دكتر صنايعي پيش از هر چيز اصرار دارد كه از حمايتهاي دكتر احمدي نژاد رئيس دولت نهم در خصوص مقوله آمادگي الكترونيكي بنويسم و اين كه وزير صنايع و وزير ارتباطات فعلي نقش انكار ناپذيري در گسترش اين پديده در ايران داشته اند. او مي گويد: « اگر در دو سال گذشته اصرار دولت نبود رتبه ما در تجارت الكترونيك در دنيا در همان رده ۵۹ باقي مي ماند. اما خوشبختانه با حمايت دولت قبلي و اصرار دولت فعلي ما توانسته ايم اين رتبه را دو پله بالاببريم و اين امر با توجه به جوان بودن بحث تجارت الكترونيك در دنيا و در ايران امري مبارك و ميمون است.»
وقتي سؤالات خودم را در خصوص ضرورت پرداختن به تجارت الكترونيك در ايران و ارتباط آن با تجارت جهاني مطرح مي كنم دكتر صنايعي با همان لهجه غليظ اصفهاني اش مي گويد: « بحث درباره اهميت تجارت الكترونيك را بايد در دو سطح مورد ارزيابي قرار بدهيم. يكي سطح داخلي و ديگري سطح بين المللي. در سطح داخلي بايد گفت كه تجربه كشورهايي كه اهتمام جدي به پديده تجارت الكترونيك داشته اند نشان مي دهد كه رونق تجارت الكترونيك نقش بسزايي در كاهش ترافيك هاي شهري تا ۵۰ درصد و متعاقب آن كاهش آلودگي كلانشهر ها داشته است. علاوه بر آن تجارت الكترونيك عامل اصلي حذف بروكراسي فرسايشي موجود در ادارات دولتي و غير دولتي است. تجارت الكترونيك مساوي است با كاهش هزينه هاي ناشي از اتلاف وقت و انرژي و افزايش سرعت و دقت ارائه خدمات و محصولات توليدي بنگاه هاي اقتصادي و اجتماعي.»
او درباره ابعاد جهاني پديده تجارت الكترونيك و ارتباط آن با تجارت جهاني مي گويد: « تجارت الكترونيك اصلي ترين ابزار تجارت جهاني است و كشورهايي كه قصد حضور مؤثر و كارآمد در عرصه تجارت جهاني دارند بايد در اين زمينه از آمادگي فوق العاده اي برخوردار باشند. تمام كارشناسان اقتصادي به ضرورت پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني WTO واقفند و به آن اذعان دارند. اگر قرار باشد روزي ما به اين سازمان بپيونديم بايد امكانات و ابزار هاي لازم براي حضور قوي و مؤثر در اين بازار را داشته باشيم و تجارت الكترونيك از اصلي ترين ضروريات مورد نياز براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني است.»
