آری ؛
ما هم بعد از 10 ماه تحقیق در زمینه سرمایه گذاری در تاریخ 31/12/2007 مشغول به فعالیت در یک شرکت معتبر سرمایه گذاری سوئیسی شدیم. به نقل از وبلاگ فتح بهشت
شما حتما داستان آقا گرگه را شنیده اید .روزها در کمین نشست که شنگول و ... را نوش جان کند آبی هم روش.نقشه ها کشید و طر ح ها ریخت تا اینکه وقتی بزرگ آنها نبود رفت درپشت در ایستاد و گفت باز کنید منم منم غمخوارتان ، منم منم مونستان منم منم منم منم
وقاحت را تا جایی رساند که خودش را دلسوزتر از مادرشان جا زد .مادری که آنها را تربیت کرده بود.اما همه میدانیم که تقلید صدای زیبای مادر ،نرم و لطیف صحبت کردن همه و همه نقشه بود .
در داستان فوق گرگ بد جنس با تمام مکرش فقط تونست ادای مادر را دربیاره و اما انسان گرگ نما و در
پو ستین گرگ بسیار بد جنس تر و حقه باز تر می نماید. خدای من در این سلولهای خاکستری چه نمی گذرد
(.پس بیشتر یادمان بماند که وقتی خدایمان می فرمایید انسان از حیوان هم پست تر می شود بهمان بر نخورد)
بله دوست در پوستین گرگ مدتی است به حال ما بازاریابان وست بزرگ بسیار غصه می خورد میگفت هنوز کالای خود را نخریده اید .چرا باید صنایع دستی بخرید بیچاره آنقدر اشک تمساح ریخت که واقعا دلم سوخت .
آنقدر از استپ 8 صحبت از میان آورد که گفتیم این اعتقاد بسیار راسخی به آیه فمن یعمل مثقال ....دارد که اینقدر شبها خواب ندارد .و برای خواب راحت باید شبها چند دیازپام بالا بندازد.
از گرانی کالاها می گفت که چرا باید فلان درصد بیشتر از بازار پرداخت کنید این پول در جیب کی میره چرا چرا چرا ؟؟؟؟
این گرگ بد ذات با کما ل وقاحت آدرس شرکتی را که از بدو تاسیس تا کنون در پایتخت کشورمان با افتخار وجود داشت اعلام می کند و از آن به مخفی گاه یاد می کند.دیگر نمی داند همین وجود دفتر دلیل بسیار روشنی بر حقانیت شرکت بزرگمان بوده و هست. ای کاش عرضه این را می داشت آدرس مرکزی(مخفی گاه ) دفاتر کوئیست ، گلد ماین ، الماس و ... را می نوشت و او خود بهتر می داند که ندارند که پیدا نماید.
اما مکر مکاران روشن می شود .ماه زیر ابر نمی ماند . گرگ در نهایت گرگ است هر چند، چند روزی در پوستین گوسفند نقش مادر را بازی کند
اکنون با کمال وقاحت بصورت فراخوان اینتر نتی دعوت به جذب سر مایه میلیونی می کند. شرکتهای که کپی آن را تا چند وقت پیش داشتیم. بردند و گریختند و ملت را بجان هم انداختند .قتل و خود کشی و هزاران درد دیگر را جا گذاشتند و رفتند در جای دیگر سفره را گسترانیدند و مشتی دانه پهن نمودند و در انتظار شکار بیشتر لحظه شماری می کنند.
هم اکنون این سفره جدید در ایران تا کنون در جایی دیگر پهن بود و حالا شبیه آن دیگر که در جایی دیگر پهن شده این یکی در اینجا منتظر شکار.
وای ... نمی دانم چه لقبی خطابت کنم که شایسته آن باشی اگه به قول خودت 10 ماهه داری تحقیق می کنی پس چرا این 10 ماه بازاریابان جدید ورودی کردید ؟ چرا پورسانت خود را نقد می کردی تو که سر سفره دیگری بودی.شما که تمام تمرکزتان در جایی دیگر بود چه انرژی برای مجموعه باقی می ماند.
در شروع شعارهای عوام فریبانه ات گفته بودی که حتی آخرین خرید تابلو را از شرکت تحویل گرفتی و تا تونستی نمک خوردی و نمکدان شکستی.
بقول امام نازنین ما مسلمانان (که بیگانگان در مطلب قبلی نوشته ام چه در موردش گفته اند )http://www.aflakvision.blogfa.com/post-102.aspx
(اگر دین ندارید آزاد مرد باشید)
تمام ارزشهای والای مدیر عامل محترم شرکت را زیر سئوال بردید ، اما این مرد بزرگ صبر پیشه کرد که همیشه خدا با صابران بوده و هست.
تمام خدمات ارزشمند مدیران شرکت را نادیده گرفتید . حرص و طمع اینوست ،چشمتان را کور و گوشتان را کر و عقلتان را ذایل کرده بود .
در مطلبی نوشته بودم که ما با بلوک کردن جایگاهها مخالفیم . اما شما ثابت کردید که باید وجود داشته باشد و حق با مدیر عامل آینده نگر وست بزرگ هست.و حق شما اخراج از جمع بازاریابان شریف وست بزرگ می باشد و بس.
بنا بر این چون دیگر دم خروس نمایان شده ( نه تنها دم خروس بلکه تمام خروس را همگان دیده اند ) دیگری قسم حضرت عباس را نخورید و اشک تمساح نریزید که حنایتان دیگر رنگی ندارد.
ـ مهاتماگاندي (رهبر استقلال هند): من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه كافي به صفحات كربلا نمودهام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين پيروي كند.
ـ محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونهاي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نميشود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايد.
ـ چارلزديكنز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواستههاي دنيايي بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مينمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.
ـ توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگيسي): بهترين درسي كه از تراژدي كربلا ميگيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو برو ميشود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.
ـ ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخن ميشنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نميتوانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.
ـ فردر جمس: درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين ميرساند كه هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.
ـ ل.م.بويد: در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشتهاند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نميشود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين. و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا ميگويند شركت كردهام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.
ـ واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي): براي امام حسين (عليهالسلام) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به يزيد نجات بخشد، ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نميداد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگهاي تفتيده عربستان، روح حسين فنا ناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!
ـ توماس ماساريك: گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر ميسازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين (عليهالسلام) يافت ميشود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب
حسين (عليهالسلام) مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
ـ موريس دوكبري: در مجالس عزاداري حسين گفته ميشود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردست استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي ذلت ترجيح دهيم.
ـ ماربين آلماني (خاورشناس): حسين (عليهالسلام) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهرا عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.
ـ بنت الشاطي: زينب، خواهر حسين بن علي (عليهماالسلام) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.
ـ لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): اين روز محرم: براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين (عليهالسلام) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار ميرفت. اين درس به ما ميآموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.
ـ جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي ميكرد، آنها ميگفتند: �چه مبلغ ميدهي�؟ اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز ميخواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
ـ احمد محمود صبحي: اگر چه حسين بن علي (عليهماالسلام) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين (عليهالسلام) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضتهاي ديگر را در پي داشت، تا آنجا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين، فريادي شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه در آورد.
ـ آنطون بارا (مسيحي): اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر ميافراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مينموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا ميخوانديم.
ـ گيبون (مورخ انگليسي): با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين (عليهالسلام) تحمل نموده، احساساست سنگين دل ترين خواننده را بر ميانگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مييابد.
ـ نيكلسون (خاورشناس معروف): بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم ميكند كه خون حسين (عليهالسلام) به گردن بني اميه است.
ـ سرپرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجهاي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.
ـ تاملاس توندون (هندو، رئيس كنگره ملي هندوستان): اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين (عليهالسلام)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.
ـ محمد زغلول پاشا (در مصر، در تكيه ايرانيان): حسين (عليهالسلام) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش ميدهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت ميگردد.
ـ عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري): حسين (عليهالسلام)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.
ـ طه حسين (دانشمند و اديب مصري): حسين (عليهالسلام)، براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد، در آتش شوق ميسوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.
ـ عبدالحميد جودة السحار (نويسنده مصري): حسين (عليهالسلام) نميتوانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه ميگذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم ميكرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مينمود. امام حسين به اين كارها راضي نميشد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.
ـ علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): (داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر ميانگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار ميآورد، چندانكه بر شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.
ـ العبيدي (مفتي موصل): فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادرهاي است، همچنان كه مسببين آن نيز نادرهاند... حسين بن علي (عليهماالسلام) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، �سرور شهيدان� محسوب شد و در تاريخ ايام، �پيشواي اصلاح طلبان� به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد.
اعتماد به نفس كلید موفقیت
1. اعتماد به نفس اساس موفقیت ها و پیروزی های بزرگ است.
2. شما می توانید از عهده هر كاری برآیید به شرط آن كه شدیداً خواستار آن باشید.
3.مردم عادی امید و آرزو دارند ؛ افراد متكی به نفس ، هدف و برنامه.
4. عدم توانایی یا نداشتن شرایط مناسب نیست كه مانع پیشرفت شماست ؛ مانع واقعی نداشتن اعتماد به نفس است.
5. شما هیچ محدودیتی در توانایی انجام كار ندارید جز محدودیت هایی كه خودتان در ذهنتان ایجاد می كنید.
6. اعتماد به نفس یك عادت است . برای پرورش آن باید طوری عمل كنید كه گویی اعتماد به نفسی را كه خواستار آن هستید دارید.
7. رؤیاهای بزرگ داشته باشید. فقط رؤیاهای بزرگ می توانند روحیه و ذهن شما را فعال نگه دارند.
8. كلید اعتماد به نفس این است كه ابتدا تصمیم بگیرید چه می خواهید و سپس برای رسیدن به خواسته خود طوری عمل كنید كه گویی امكان شكست وجود ندارد.
9. در درونِ جسارت ، نبوغ و قدرت سحرآمیزی نهفته است.
10. واقع نگر باشید و آینده ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم كنید.
11. آینده متعلق به كسانی است كه خواستار آن هستند . از همین امروز تصمیم بگیرید هر چه را در زندگی آرزو دارید طلب كنید.
12. شما همیشه در این كه چه كاری را بیشتر، چه كاری را كمتر و چه كاری را اصلاً انجام ندهید آزاد هستید.
13. انسان هایی كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی كنند. فقط خودشان را با بهترین كسی كه می توانند باشند مقایسه می كنند.
14. در هر بخشی از زندگی به عالی بودن فكر كنید و هرگز برای دستیابی به آن از هیچ تلاشی كوتاهی نكنید.
15. هر كاری را كه دوست دارید ، انجام دهید و با تمام وجود برای بهتر بودن در آن كار تلاش كنید
قابل توجه اعضاء گرامی ؛
همانطور که قبلا اعلام شده بود طی دو روز گذشته در حال دریافت اطلاعات از سرورهای سایت بودیم و نیز طبق اعلام قبلی سرور جدیدی تهیه شده و یکسری از اطلاعات به آن منتقل گردیده است. سرور جدید با IP : 69.41.252.101 برای برنامه های آینده شرکت وست ویژن در نظر گرفته شده است .
ضمنا به اطلاع می رساند که به مناسبت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و حضور در مراسم سوگواری ، روز های تاسوعا و عاشورای حسینی (جمعه و شنبه ) سایت بسته بوده و از حالت سرویس دهی خارج خواهد شد .
بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن
زیبایی و زشتی
" برویم در دریا تن بشوییم" آنها برهنه شدند و در آب شنا کردند. پس از مدتی، زشتی به ساحل برگشت و لباس های زیبایی را به تن کرد و رفت.
زیبایی نیز از دریا بیرون آمد، جامۀ خویش را نیافت. او از برهنگی خویش بسیار شرمگین بود، ناچار خود را با جامۀ زشتی پوشاند و به راه خود رفت.
و تا همین امروز، مردان و زنان یکی از آن دو را جای دیگری می گیرند. اما هنوز افرادی هستند که سیمای زیبایی را دیده اند، و او را صرف نظر از جامه اش، می شناسند. بعضی ها هم چهرۀ زشتی را می شناسند، و لباس ها، او را از چشم اینان پنهان نمی دارد.
جبران خلیل جبران
قسمتهایی از كتاب: زندگی خود را در 7 روز تغییر دهید
كسانی در این جهان پیش می روند كه بیدار می شوند و به جستجوی شرایط مورد نظر خود می روند و اگر آن را نیافتند ، آنرا ایجاد می كنند .
اگر شما كنترل زندگی خود را در دست نگیرید دیگری این كار را خواهد كرد .
شما با رفتاری كه با دیگران می كنید به آنها می گویید كه با شما چگونه رفتار كنند .
ما اشیاء را همان طور كه هستند نمی بینیم بلكه همان طور می بینیم كه ترجیح می دهیم.
اگر بتوانید طوری باشید كه از كسی انتظار تحسین خود را نداشته باشید، به طور خودكار در شما جذبه ای فعال خواهد شد و دیگران به شما جذب می شوند.
هر زمان كه احساس بدی نسبت به چیزی داشتید تا موقعی كه اعتماد به نفس كافی برای انجام كارتان را بدست آورید، صبر كنید. سعی كنید بفهمید احساس بدتان از كجا سرچشمه می گیرد. حال توجه كنید كه ذهنتان برای برطرف شدن احساس بدتان چه راه هایی را به شما پیشنهاد می كند. راهی كه از همه مثبت تر است را انتخاب كنید و رفتار كنید .
حوادث، رفتارها و حركات را مثبت معنی كنید .
از خود زیاد سؤال كنید .توجه داشته باشید سؤالاتی كه طراحی می كنید با دید مثبت و در جهت رسیدن به اهدافتان باشند.
شما هر چه بیشتر بر چیزی تمركز كنید به همان میزان آن چیز را به دست می آورید .
اعتقادات خود را نظم دهید .اصولی را در زندگی خود مشخص سازید كه همیشه به آنها عمل كنید و به آنها احترام بگذارید. این اصول را طبق اهداف خود برنامه ریزی كنید .
شكست راهی برای پیروزی است.
كارهای بزرگ لازم است به دست شما تكه تكه شوند و با قدرت حل شوند .
اگر كاری كه كردید نتیجه بخش نبود و شما را به هدفتان نرساند، كار دیگری انجام دهید .شما موفق می شوید.
زندگی را ارزان نفروشیم :
پسر كوچكی ، روزی هنگام راه رفتن در خيابان، سكه ای يک سنتی پيدا كرد. او از پيدا كردن اين پول ، آن هم بدون هيچ زحمتی ، خيلی ذوق زده شد
اين تجربه باعث شد كه او بقيه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پايين بگيرد و در جستجوی سكه های بيشتر باشد
او در مدت زندگيش، ۲۹۶ سكه ۱ سنتی ، ۴۸ سكه ۵ سنتی ، ۱۹ سكه ۱۰سنتی ، ۱۶ سكه ۲۵ سنتی ، ۲ سكه نيم دلاری و يک اسكناس مچاله شده يک دلاری پيدا كرد
يعنی در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت
در برابر به دست آوردن اين ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زيبايی دل انگيز ۳۱۳۶۹ طلوع خورشيد درخشش ۱۵۷ رنگين كمان و منظره درختان در سرمای پاييز را از دست داد
او هيچ گاه حركت ابرهای سفيد را بر فراز آسمان ها در حالی كه از شكلی به شكلی ديگر در می آمدند، نديد . پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر
هرگز جزئی از خاطرات او نشد
مغزی متفکر، پشتوانه ای محکم
همان طور که می دانید VAST VISION AUTO TRADING(تجارت اتوماتیک در وست ویژن)برنامه ای نرم افزاری است که توسط مدیر عامل توانای وست ویژن طراحی شده است.
اما امروز می خواهم توضیحات جامعی در مورد این نرم افزار، کاربرد و مزایای آن به شما ارائه دهم.
VAST VISION AUTO TRADING(تجارت اتوماتیک در وست ویژن) مفسر چارت تغییر قیمت است. این برنامه می تواند در مورد همه ی محصولات و کالاهایی که در بازار جهانی مبادله می شوند، تفسیر ارائه دهد. البته تفسیری که درصد اشتباه آن تقریبا صفر است.
در روز گردهمایی دکتر بابائی از طریق لپ تاپ خود این برنامه و نحوه ی عملکرد آن را به ما نشان دادند و این برنامه را با 2 برنامه ی تفسیر چارت تغییر قیمت دیگر مقایسه نمودند. با نگاهی به نمودار هر یک از این مفسرها به سادگی متوجه شدیم که در 2 نرم افزار دیگر چه قدر احتمال اشتباه بیشتر بوده و نرم افزار چه اشتباهاتی داشته است.
اما نرم افزار VAST VISION AUTO TRADING کمترین میزان اشتباه را داشت و به واقع ما هیچ اشتباهی در پیش بینی های این برنامه ندیدیم.
نکته ی دیگری که در مورد این نرم افزار قابل بررسی و مقایسه است این است که اصولا نرم افزارهای مفسر چارت تغییر قیمت در جهان، برنامه هایی هستند که علاوه بر پیش بینی تغییرات قیمت در آینده، فرمان خرید یا فروش سهام یا اوراق را نیز صادر می کنند. به این صورت که اگر برنامه ی طراحی شده بتواند در مورد بازار مورد نظر شما( مثلا بازار طلا) تفسیر مناسبی را ارائه دهد و از همه ی جهات آن را تفسیری کامل بداند نسبت به تفسیر انجام شده، فرمانی را به کاربر خود ارائه می دهد که این فرمان می تواند فرمان خرید باشد( در صورتی که این نرم افزار با نمایش نمودار و بررسی آن توسط اطلاعات موجود و مقایسه ی آن با موارد مشابه به این نتیجه برسد که سهام طی چند روز آینده با افزایش قیمت روبرو خواهد بود) و یا فرمان فروش سهام خریداری شده باشد.( در صورتی که نرم افزار با توجه به اطلاعات و آمار و بررسی موارد مشابه به این نتیجه برسد که طی چند روز یا حتی چند ساعت آینده قیمت این سهام پایین می آید.)
حال این که در مقایسه ای که ما بین VAST VISION AUTO TRADING و 2 برنامه ی دیگر داشتیم به این نتیجه رسیدیم که نرم افزار VAST VISION AUTO TRADING بیشترین میزان دقت را دارد و بیشترین فرمان خرید یا فروش سهام را داده است. در واقع در یکی از 2 نرم افزار دیگر حتی در مقطعی 10 روزه هیچ گونه فرمان خرید یا فروش داده نشده بود و این نشان دهنده ی ضعف در برنامه و عدم قدرت در پیش بینی بازار طی روزها و حتی ساعات آینده می باشد.
در ضمن طراحی این گونه برنامه ها اصلا کار ساده ای نبوده و علاوه بر یک مهندس خبره ی نرم افزار کامپیوتر نیازمند افرادی خبره در زمینه ی بورس و بازار جهانی است. البته شایان ذکر است که طراحی این برنامه در مورد هر کدام از کالاهایی که در بازار جهانی مبادله می شوند، نیازمند متخصصی است که در آن زمینه کاملا مسلط باشد.
برای مثال کسی که در بازار جهانی فقط به خرید و فروش طلا می پردازد نمی تواند در مورد بازار سرب اضهار نظر کاملی داشته باشد.
حال آن که VAST VISION AUTO TRADING تقریبا در مورد تمامی کالاهایی که در بازار جهانی مبادله می شوند، اطلاعاتی دقیق دارد، نمودار تغییر قیمت آن ها را رسم می کند و در مواقع لازم دستور خرید یا فروش سهام را می دهد و جالب تر از همه این که تمامی مراحل راه اندازی نرم افزاری با دقت بالا به نام VAST VISION AUTO TRADING توسط مدیر عامل فهیم و توانای شرکت وست ویژن آقای دکتر ابوالفضل بابائی انجام شده است.
مایه ی افتخار همگی وست ویژنی هاست داشتن چنین پشتوانه ی مالی محکمی به نام VAST VISION AUTO TRADING و داشتن چنین پشتوانه ی روحی و فکری قدرتمندی به نام دکتر ابوالفضل بابائی.
با تشکر از http://www.esfahanmastersteam.blogfa.com/post-849.aspx
مشغله
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!"
شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟!
زندگی خروسی
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
توهمانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.
فرشته بیکار
روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.
به كجا چنين شتابان:
اين روزها شركت وست مورد هجوم دشمنان قسمخوردهاش و رفيقان نيمه راه قرار گرفته است. من در مقام دفاع از شركت نيستم اما روي صحبتم با دوستان ديروز خود است. دوستان شرايط رويش شركت را ميبايست در شرايط خودش ارزيابي نمود تا بتوان آن را تجزيه و تحليل نمود. در روزگاري كه كشورمان مورد هجوم همهجانبه دزدان در لباس تجارت الكترونيك و نتورك قرار گرفته بود. شركت متولد شد در شرايطي كه تمام نتوركهاي خارجي، باد هوا ميفروختند و كالاهاي باده برابر قيمت واقعي به بازاريان قصد واگذاري داشتند. شركت حدود50% پول سرمايهگذاري را كالا ميداد و روزگاري كه روزانه هزاران دلار از كشور خارج ميگرديد حداقل كار شركت جلوگيري از خروج مبالغ سرسامآور به اندازه چهارصد هزار جايگاه به خارج گرديد.
در روزگاري كه ميرفت براي ساليان متمادي تجارت الكترونيك و نتورك ماركتينگ بعلت عملكرد بد ساير شركتها، از كشور ممنوع گردد و اين فرصت استثنايي از كشور گرفته شود اين وست بود كه توانست با رايزنيهاي فروان خود ذهن مسئولين را به اين مهم جلب كند و قوانين خوبي راتنظيم و تصويب نمايند.
شركت درست است كه سايت آن مشكل داشت و بسته ميشد اما انصافاً جدايي از اين است كه هر بار كه سايت تغيير ميكرد وضعيت آن بهتر و كاملتر ميشد.
روند رو به رشد شركت بحدي رسيده است كه حتي قبل از ثبت نام كالا را تحويل ميدهد آن هم نه به اندازه 40% مبلغ گذشته خريد بلكه به اندازه 100 درصد مبلغ خريد. با اين وجود پورسانت دريافتي هم نه تنها در حال حاضر کم نشده بلكه بيشتر هم شده است.
شركت در حال حاضر توانسته است هر كالا را كه ميفروشد در قالب فاكتور به فروش برساند. كه اين يك اقدام بزرگ ميباشد (نتوركها خوب ميدانند).
-دوستان گرانقدراگر انتقادی هم هست انصاف داشته باشیم ونمكدان را نشكنيم.
اين همه محاسبات پيچيده را كه انجام ميدهید و مديرعامل محترم شركت را متهم ميكنيد. انصافاً لحظهاي با خود بينديشيد آيا پولهايي كه نصيب شركت شده است آيا در حسابهاي شخصي افراد ميچرخد و يا جور ديگري است؟
همه بخوبي ميدانند و نياز به گفتن ندارد مديرعامل محترم شركت بخاطر سرافرازي شركت ايراني سرمايه خود را در تكنولوژيهاي روز دنيا هزينه نموده است كه اگر انصافي مانده باشد درمييابيم كه همگي در جهت افتخار وست ميباشد چه در پلان سیلور و چهدر پلان گلد آن بهر جهت در راستاي سربلندي شرکت وستويژن هزينه شده است.
احساس ميشود در شرايط حساس كنوني اگر حرفي ميزنيم و يا قلمي بدست ميگيريم لازم است انصاف را مراعات كنيم.
تا حالا هر چه نوشتيم افتخارات شركتمان بود. بله گفتم شركتمان بنابراين اگر اين حكم درست باشد كه هست. پس اگر عيب آن را نيز بگوييم عيب نيست بلكه كمكي است در جهت اصلاح و بهبودفعالیت شركت بنابراين در اين راستا چند نكته را به مديران محترم شركت يادآوري مينمايم.
1-هر كسي كه به هر دليل وارد شركت وستويژن شده است يك مشتري ميباشد و حقوق او محترم است بنابراين تا زماني كه كالا خريداري نشده و Step.8 به او بازگردانده نشده است نبايد جايگاه او با مشكل مواجه شود.
2-هنر مديران يك شركت در راضي نگه داشتن بازاريان در شرايط پيچيده كنوني است. در اين روزگار كه هزاران نتورك و اينوست و ... وجود دارد و صحنه رقابت شديدي حكمفرماست جذب و نگهداري بازاريابان از هنرهاي مديريت يك شركت ميباشد.
3-اينجانب شخصاً با طرح ريزش شديداً مخالفم به نظر من اين استراتژي در روز اول ميبايست پياده ميشد نه حالا . هر كس به هر دليل كه وارد شده باشد اجازه كار و فعاليت ميبايست داشته باشد. اگر ميخواهيد بازاريان شرايط خاص داشته باشند از روز اول اعلام مينموديد كه مشكلي در حال حاضر پيش نيايد.
من معتقدم مديريان شركت بايد به سمتي حركت نمايند كه كساني را كه به هر دليل ايمانشان كمتر شده است با كار و فعاليت بيشتر، ايمانشان را به آنها برگرداند.
4-بلوك نمودن جايگاهها به هر دليلي از جانب شركت پسنديده نيست اين كار باعث از بين رفتن اعتماد بازاريان ميشود. پيشنهاد ميكنيم تنها در صورتي زيرمجموعههاي يك فرد و همچنين بالاسريهاي ايشان كتباً در مورد كمكاری فرد به شركت گزارش نمودند آن وقت شركت در ابتدا تذكر دهد و اگر اصلاح نشد بطور موقتي جايگاه بلوك شود تا با رايزنيهاي بازاريان فرد به مجموعه خود برگردد. در غير اين صورت انصراف خود را اعلام نمايد.
5-پيشنهاد ميكنيم شركت حداقل براي مدت زمان معين، قوانين را مصوب نمايد چرا كه تغيير قوانين و مقررات شركت و عطف به ماسبق شدن اين قوانين، ايجاد مشكل در مجموعه می نمايد: مثلاً درتعادل حدود 390 یک فرداعلام ميشود كسي كه امتحان ندهد پاداش 400 و يا 800 و گلد ... را دريافت نميكند. اين تغييرات و عدم ثبات قوانين ، كار در شركت را با مشكل مواجه ميسازد.
-حداقل تا چند ماه گذشته هيچكس از مديران و بازاريابان ارشد نگفتند كه هر جايگاهي كه ثبت ميشود بايد مراحل آموزشی خاصی را بگذراند. افرادي را ثبتنام كردهايم بنام مادر، پدر، همسر، خواهر، برادر و ... و جايگاهها را به آنها تقديم كردهايم و حالا پدر و مادر بالای شصت سال چگونه بايد آموزشهاي تجارت الكترونيك را ببيند تا پورسانت و پاداش وعده داده شده به ايشان تعلق گيرد نميدانم.
6-انتظار ميرود با وجوديكه همه ميدانيم تمام سرمايهگذاريهاي شركت در جهت سرافرازي شركت وست بوده است اما ميبايست حق و حقوق تمام بازاريان سابق را نيز در نظر گرفت و در اسرع وقت Step8 به آنها پرداخت شود و كالاهاي خوبي در Gbank جهت خريد آنها قرار داده شود. اگر مسئولين محترم شركت ميخواهند برگ ريزان باشد و با افراد خاص كار ادامه پيدا كند!! لازم است در ابتدا حق و حقوق آنها بازگردانده شود آن وقت اقدام به ريزش برگها شود.
7-مديران محترم شركت بايد توجه داشته باشند كه ما هم تعصب زيادي نسبت به شركت خودمان داريم و حتي به خاطر دفاع از شركت به دادگاه و آگاهي و ... نيز كشانده شدهايم. اما اين تعصب دليل بر اين نميشود اگر بازاريابي تشخيص داد در شركت ديگري هم ميتواند فعاليت كند جايگاهش فوراً بلوك شود.و مرتد اعلام شود. هنر مديريت ايجاب ميكند كه دليل رفتن او را بيابيم شايد به همين دليل نيز افراد ديگري هم در حال رفتن باشند. پس با گفتمان مطلوب نقايص را رفع و انرژي افراد را به شركت برگدانيم نه اينكه بيشتر آنها را برانيم.
بسياري از جايگاهها در حال حاضر بازاريابي آنها فعال نميشود و نياز به E-cart `پلان آموزشی دارند انتظار ميرود هر چه سريعتر اين كار عملي شود.
هرچه نوشتم در جهت سرافرازی بنیانگذار صنعت نت ورک مارکتینگ سالم در ایران بود باشد که ترتیب اثر داده شود.
-جشن سه سالگي شركت وست نزديك است دشمنان قسم خورده و دوستان زودرنج نميخواهند اين تحقق پيدا كند.
اما به لطف الهي و مساعدت مديريان كارآمد و متعهد شركت در رفع كاستيهاي موجود جشن سه سالگي وستويژن با شكوه هر چه تمامتر برگزار خواهد شد.
سرافراز و پاينده باد پايهگذار تجارت الكترونيك و نت سالم سالم در ايران سربلند
خیلی از اینوست ها این روزها جهت جذب افراد می گویند عصر نت ورک سر آمده است .و کسی دیگر نت ورک کار نمی کند .این دوستان نا آگاه از بسیاری از مسایل روز دنیا بی بهر ه اند . حیف از ما که طوطی وار می بایست صحبتهای دیکته شده دیگران را تبلیغ کنیم .
در جواب این دوستان چند نکته را ضروری می دانم یاد آوری نمایم:
۱- نت ورک سالم و واقعی کالا می فروشد آن هم به این روش جدید !مگر جز این کار دیگری انجام می شود.
۲- انسان از بدو خلقت تا کنون به غذا و پوشاک و دیگر ضروریات زندگی نیاز داشته و دارد
۳- این دوستان با این تبلیغات جدید نکنه می خواهند رباطها را جایگزینمان نمایند و خودمان خبر نداریم .در این حالت حرف آنها درست خواهد بود چون رباط به پوشاک و غذا و ... نیاز ندارد . واگر هم صحیح باشد ایده خودشان هم زیر سئوال می رود . باید این سئوال را پرسید پس چرا این همه دوندگی برای کسب ثروت می کنید ؟
۴-نت ورک مواد غذایی -پوشاک و لوازم بهداشتی و دیگر نیازهای روز مره انسان را تامین می کند که همیشه و در هر عصری به آنها نیاز هست.
۵-نت ورک مارکتینک فقط توزع کالا نبود .مگر یادتان رفته است که می گفتیم این روش فروش ارزشهای انسانی بدنبال دارد .
-همه می توانند آن را انجام بدهند و این عدالت در تجارت است -
-نیاز به سرمایه کمی دارد و ثروتمندان را ثروتمندتر نمی کند بلکه افراد عادی هم می توانند
-می گفتیم نیاز به مکان و تخصص و وقت زیاد ندارد آیا غیر از این است ؟
-افراد صاحب نظر و توانمنددر دنیا از بازار یابی شبکه ای بعنوان دانشکده کسب و کار و راه زندگی یاد کرده و می کنند.
۶-به نظر می رسد اگر تنها هدف کسب ثروت باشد خیلی از چیز ها عوض می شوند و می توان انتظار داشت ارزشها این روزها ضد ارزش جلوه کند.بیاییم در صحبتها و نوشتارهایمان انصاف داشته باشیم
۷-کسب در آمدهای واهی ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی اینها هم مانند سویس کش ابر بهاری هستند و بسرعت رخت بر خواهند بست.پس طوری عمل کنیم که روی برگشت داشته باشیم و همه داشته هایمان را قربانی نکنیم.
۸- تبلیغات منفی تا جایی پیش رفته است که حتی هویت خودی را نیز نشانه گرفته اند تا دیروز از تاریخ ۲۵۰۰ ساله صحبت می کردیم .از فرهنگ و تمدن ایرانی خود حرف می زدیم .از کارگر بیگانه بودن می نالیدیم .اما چشم حقیقت بین را شعارهای واهی و محاسبات میلاردی روی کاغذ کم فروغ و کور کرده است .و یاد داستان آن مرد می افتم که شاخه زیر پای خود را در حال برش بود و در حال آواز خواندن و چه چه زدن غافل ار اینکه ....
۹-در نهایت اینوست را رد نم کنم حتی بانکهای دنیا نیز نوعی اینوست با پرداخت سود کمتر می باشند اما چشمان خود را باز کنیم .آدم عاقل دو بار از یک سوراخ گزیده نمی شود .اگر دنبال اینوست نیز می گردیم پرداخنهای ۳۰۰ تا ۵۰۰ در صدی چشممان را کور نکند اینوستی را انتخاب کنیم که با محاسبات ریاضی و آماری قابل اثبات باشد.ما که در کارخانه های چاپ اسکناس ثبت نام نمی کنیم که میلاردی چاپ و توزیع کنند .
10-همانطوریکه نت ورک سالم وناسالم وجود داشت و دارد اینوست سالم و ناسالم هم وجود دارد پس قدری تامل و تفکر!!
10 راز بزرگ از وین دایر
۱-شما رهبر ارکستر سمفونیک افکار و احساسات خویشید.اگر مسئولیت کامل این ارکستر را میپذیرید نباید قدمهای خود را با صدای طبل و شیپور دیگران میزان کنید.بلکه باید گوش به ساز و نوای ارکستر باطنی خود بسپارید:به صدای وجدانتان به آوای کودک درون و به تمام نواهایی که از باطن شما بر میخیزند و شما افتخار رهبری و هدایت آنها را دارید.
۲-گدایان خیابانهای دهلی نو قایقرانان مالزی اشرافزادگان قصر باکینگهام کارگران کارخانه های دیترویت و شما -هرکه میخواهی باشید-سلولهای همانند و جداناپذیر تن واحد بشریت هستید.
۳-زندگی شما را با اندوخته هایتان نمیسنجند بلکه ملاک سنجش بخشایش و ایثار شماست.
۴-وقتی تعطیلات را آغاز میکنید در برابر آینه بایستید و به خود بگویید :کسی حق ندارد این روزهای خوش را بر من حرام کند حتی جنابعالی!
۵-شما میتوانید به عبادتگاهی با شکوه بروید و ساعتها به نیایش و دعا بپردازید و بهترین پاکیها و قداستها را برای خود آرزو کنید.اما اگر پیش از آن در قلب خود عبادتگاهی نساخته باشید با هیچ نیایشی حضور قلب خود را در آن عبادتگاه احساس نخواهید کرد.
۶-رمز و راز دستیابی و به ثروت و نعمت آن است که ذهن را بر آنچه ندارید متمرکز نکنید و از هر مجالی برای شکرگزاری و قدردانی از نعمتهایی که دارید بهره گیرید.
۷-برای دستیابی به کسب و کار مورد علاقه و داشتن درآمد کلان محدودیتی وجود ندارد.آنچه کمیاب است عزم راسخ برای رسیدن به آنهاست.
۸-بسیاری از مردم برای کامجویی از زندگی کنونی خویش گذشته را رها کرده و میگویند:امروز انگار نخستین روز از عمر من است.اما من ترجیح میدهم که بگویم امروز آخرین روز از زندگی من است و میخواهم هر لحظه آن را به بهترین زیباترین و رضایت بخش ترین لحظه قابل تصور زندگی بدل کنم چنان که پنداری فردایی در کار نیست.
۹-آسانسوری که بتواند شما را به بالاترین طبقه موفقیت برساند از کار افتاده است و شما ناگزیرید که راهروی موفقیت را پله پله بالا بروید.
۱۰-همه ما در طول زندگی خود به کارهایی دست میزنیم که دقیقا از آن سر رشته داریم و با اوضاع و شرایط ما منطبق است
NMنه اینکه یک شغل باشد بلکه یک بیزینس است.
فهمیدن همین یک جمله می تونه خیلی از سوالات و مشکلات ما را حل کنه. چرا که اگر قرار باشه یک تجارت بسازیم مثل یک ساختمان 90 طبقه خب چه زیربنایی باید داشته باشه اگر با عجله و سرهم بندی کار کنیم چی میشه. پیش خودم فکر کردم اگه چند ماه یا حتی یک سال من درآمد نداشته باشم و تازه سرمایه هایی مثل زمان و پول و... هم بگذارم ارزش داره یا نه؟ خب من می ترسم ولی فکر می کنم این تنها راه حل مشکلات درازمدت منه. خلاصه اینکه چیزای زیادی شنیدم که هر کدوم دریچه ای به دنیای جدیده. من دوباره شروع میکنم اما این بار مطمئن از آینده و با قدمهایی محکم. من هنوز نمی دانم چگونه شروع کنم و دانشم را عملی کنم اما ترسم به من انگیزه میده. من نمی خوام مثل مردمی باشم که به خاطر ترس از شکست، همرنگ نشدن با مردم یا رسوا شدن، از دست دادن خانه امن و....، آرزوهامو به گور ببرم. لذتی که هر روز از زیاد کردن دانشم میبرم، حاضر نیستم با یک دنیا عوض کنم.....
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این (باور( که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این (باور( وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد
شد.شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید(هستید)اما بیش از آنچه
باور دارید(می توانید) انجام دهید.
نقدی بر جلسه دوم وبلاگ نویسان کمپانی- گزارش- پیامدها- راهکارها
قسمت چهارم و پایانی
آقای دکتر بابایی با اشاره به اینکه هنوز فشار وجود دارد گفت:
ما هنوز 280000 جایگاه باز داریم این بسیار خطرناک است اگر بی اسلوب کار کنند. افراد خطرناکی هنوز وجود دارند که باعث خرابی شرکت و بازاریابان می شوند. حتی دیروز متوجه شدم که یک فرد... روز قبل از اینکه شروع به نوشتن مزخرفات کند آمد از یکی از تاپ لیدرها (از اسم ایشان در وبلاگ فاکتور گرفته شده است) حدود 800000 تومان برای خود منتقل کرده و از دفتر شرکت یک تابلو را برده است و فردایش شروع کرده به نوشتن!
اگر آدم باارزشی باشد نمی گوید: حالا که دارم می روم این چیز کوچک را هم با خودم بردارم و بروم!!!
حتی انسان از بازگویی این کار شرم میکند. ما با این افراد روبرو هستیم. هنوز اینها در شرکت موجودند که باید بیرونشان کنیم. حالا بعضی ها می گویند چرا بلاک می کنیم. تنها شرکتی که بلاک کرده بوریم و تنها مدیر عاملی که زیر فشار تمامی افکار ماند من بودم. به قول معروف هرچه فشار بیشتر می شود قیمت آدمها بهتر معلوم می شود. برخی تا زمانی که سود بگیرند و امورشان مهیا باشد بابایی خوب است اما اگر بگویم از این به بعد شما هم فشار را تحمل کنید آنوقت بابایی بد می شود. می گویند چقدر فلانی پول در حساب دارد و چقدر خورده است! ما هنوز با اینها طرف هستیم.
آقای دکتر در پاسخ به مسئله بلاکهای شرکت گفتند:
خیلی ها را ما بلاک کردیم چون نمی توانیم با مسائل موجود تک تک افراد خوب یا بد را شناسایی کنیم. اما( آنهایی را که می خواهند فعالیت کنند و سالم هستند و خود را به لیدرهایشان و بعد به شرکت معرفی می کنند ) به تدریج باز می کنیم. این به عملکرد خود افراد بستگی دارد.
ضمنا آنهایی که لیدر ندارند یا ولشان کرده اند نفر بالاتر را پیدا کنند. ببینید دارید با کارتان به چه کسانی سود می رسانید. آنها در قبال شما مسئول هستند. بعضی افرادی که بلاک می شوند آنقدر پیگیر هستند و با شرکت همکاری دارند که می آیند و می روند تا برای شرکت مسجل می شود که این افراد نامرد نیستند و می خواهند کار بکنند. مثلا همین آقای (وبلاگ نویس خوب شرکت که از ذکر نامشان در وبلاگ معذوریم) به همراه چند نفر بلاک بود که من شخصا گفتم ایشان را از بلاک در بیاورند. آن دسته از افرادی هم که چند جایگاه دارند فعلا جایگاه اولشان باز می شود و بعدا بقیه را باز می کنیم. قصدمان این است که کار را کنترل کنیم.
الان با بحث کلاهبرداریهایی که به اسم نتورک در ایران می شود کار بسیار حساس است. برخی افراد با اسم حتی وست ویژن کار خلاف می کردند و شناسایی شدند و بلاک شدند. چند نفر دستگیر شدند و بعد به دلیل همین چیزها از آنها حمایت نکردیم و حتی کمک کردیم تا با آنها برخورد قانونی شود. فرد می آید به اسم شرکت از مردم پول می گیرد و متواری می شود اگر برخورد نشود آنموقع نام وست ویژن و کارکنانش خراب می شود.
در هیچ کجای دنیا اینطور خیانت نمی کنند. آنوقت ما که ادعای مسلمان بودن و ایرانی بودن و هزار مسئله دیگر داریم به راحتی تمام این حرکات را انجام می دهیم. پس دولت حق دارد مجوز نتورک به افراد ندهد یا برخورد کند. با این مسائل به خدا حق دارد!
اگر ما هم با این مسئله مقابله نکنیم پس در مورد ما هم اشتباه کرده اند که مجوز داده اند، درست است؟
مخصوصا لیدرها باید با هم در این زمینه همکاری کنند. در بازاریابی بالاترین فاکتور برای کارکرد صداقت است.
در مورد محصولات جدید در جی بانک سوال شد که آقای دکتر گفت:
محصولات جدید از جمله آموزش زبان در راه است به مبلغ 57000 تومان حتی در ای بانک و کالای آنلاین هم خواهد آمد که بصورت اینترنتی آموزشها انجام خواهد شد.
ضمنا آقای دکتر یک گله هم از وبلاگها نمودند در مورد آنلاین کردن کالا.
( الحق بحث پوشش خبری و تفسیر این انقلاب در وبلاگ ها بسیار ضعیف بود که امیدوارم این تقصیرات در وبلاگها کاسته شود.)
ایشان ضمنا با توجه به تکنولوژی متعددی که در کشور آورده شده (و هر کدام برای خودش یک شرکت بزرگ است) توقع تشکر را از کارکنان داشتند البته به قول ایشان نه تشکر زبانی بلکه قدر دانسته و همه خوب کار کنند. چون همه این کارها به خاطر آنها انجام شده و می شود و با این کار عمدی من اصلا چند ماه است سود نمی کنم (تا مضرات از وست ویژن دفع شود).
جناب دکتر بابایی در ادامه گفت: بعضی اوقات ما سیاستهای تند اعمال کردیم اما همین سختی باعث شد که وست ویژن بماند. اگر سخت گیری نمی شد و افرادی که رفتند (و الان در نت های دو قرانی کار می کنند) هنوز مانده بودند می دانید چه اتفاقی می افتاد...؟
در آخر آقای دکتر جمله جالبی گفتند که جا دارد در اینجا نقل شود:
ما در وست ویژن نیاز به افراد قوی و با اطلاع داریم. من دوست دارم بچه های دور ما قوی و ثروتمند باشند تا بتوانند در کارها یاری بدهند.
عزیزان وست ویژن هر روز بهتر از روز قبل خواهد شد اما نه با حرکات غیر اصولی بلکه با کار و تعامل بین افرادفعال. با توجه به پتانسیل هایی که در شرکت وجود دارد آینده ای درخشان در انتظار ماست.
اما...
باید آگاهانه و پر تلاش کا رکنیم تا بستر برای ارائه خدمات جدید وست ویژن هموار شود و بتوانیم در کشورمان برای استفاده دیگران و پیشرفت خودمان بکار ببریم.
به قول وبلاگ وست ویژن کاشان: وست ویژن نردبان ماست. به استقامت نردبان خودمان ایمان داشته باشیم. و در عین حال به یاد داشته باشیم: هیچگاه نمی توانیم از نردبان موفقیت بالا برویم اگر دستهایمان در جیبمان باشد!
پس از پایان جلسه با آقای دکتر بابایی ایشان برای رسیدگی به مسائل دیگر جلسه را ترک گفتند و ادامه جلسه با آقای مهندس اسماعیلی مدیر روابط عمومی شرکت ادامه یافت.
در این قسمت وبلاگ نویسان نظرات شخصی خود را راجع به مسائل گذشته و پیش رو اعلام کردند که در ذیل می خوانید:
1- مرجع وبلاگهای کمپانی: صحبت در مورد لینک مطالب و پیوندهای وبلاگها و قرار گرفتن نام وبلاگها در لیست وبلاگ نویسان و نیز افزایش فعالیت وبلاگها.
2- وست ویژن کاشان: پر بار شدن جلسه بدلیل حضور آقای دکتر بابایی و روشن شدن بسیاری مسائل و بدست آمدن اطلاعات جدید. اگر از شرکت خبر نداریم فکر نکنیم خبری نیست. مطمئن باشیم خیلی ها دارند کارهایی می کنند که به نفع ماست.
3- اصفهان مسترزتیم: توجیه لینک دوستان وبلاگ نویس- مهم بودن حضور دکتر بابایی در جلسه- برنامه ریزی برای نتیجه گیری از فعالیت جمعی افراد.
4- بانک اطلاعات کمپانی: رد و بدل شدن بهترین مباحث با حضور جناب دکتر بابایی- پرداختن کمتر به مسائل خصوصی و تمرکز بیشتر روی بحث وبلاگ نویسی برای اطلاع رسانی به جمع بازاریابان.
5- تیم وست: آپدیت شدن ما و ذات خودمان بواسطه حضور در همایش و القای آن با آپدیت وبلاگها- تقاضای هماهنگی بیشتر با وبلاگها از طرف روابط عمومی شرکت.
6- بازاریابی و تجارت الکترونیک: درخواست برای ایجاد کانال ارتباطی با شرکت بواسطه روابط عمومی.
7- بازاریابی شبکه ای: جلوگیری از بروز ناهماهنگی بین وبلاگ نویسان و ایراد سئوال از مدیر شرکت جلسه.
8- گروه ترنادو: هماهنگی بیش از پیش وبلاگها- کسب اطلاعات درونی شرکت در جلسات که باعث ارتقای اطلاعات افراد خواهد شد.
در خلال جلسه نیز آقای مهندس اسماعیلی با پاسخگوئی به نیاز وبلاگ نویسان در روشن شدن مسائل کاری و نیز هماهنگی کارها و رفع موانع مساعدت بسیاری نموده و قول ایجاد بستری مناسب تر از قبل را به همکاران دارند که جا دارد در آخر از زحمات ایشان تشکر و قدردانی گردد.
اگر در بازگویی مطالب قصوری رخ داده پوزش می طلبم.
امید است در ایجاد زمینه ای مناسب برای فعالیتی بارور سهم بسزایی داشته باشیم، تا همه با هم به آینده ای روشن برسیم.
این است آرمان وست ویژن
با سپاس از همکارانی که در امر پوشش خبری همایش همت گذارده اند.
شاداب باشید...
نقدی بر جلسه دوم وبلاگ نویسان کمپانی- گزارش- پیامدها- راهکارها
قسمت سوم
مدیر عامل شرکت وست ویژن در ادامه جلسه گفت:
منتقدان توجه نمایند که شرکت اخیرا بزرگترین ریسک تجاری خود را در نتورک انجام داد.
یعنی در آنلاین کردن کالا. کمپانی قبلا پول را میگرفت و قول تحویل میداد. اما الان جنس را تولید کرده و تحویل میدهد. آیا سود در کدام است؟ اگر شرکت صرفا به فکر منافع خود بود آیا چنین ریسکی میکرد؟ 8 ماه پیش فرشهای قوچان را سفارش داده و تحویل میگرفتیم. اما آنها را در سبد محصول قرار نمیدادم. زیرا مشغول انبار آنها بودیم تا امروز آنرا آماده تحویل به خریدار داشته باشیم. در اینجا دیگر نمی توان وعده خرید کالا را برای آینده داد.
این یکی از دلایلی است که در جی بانک کالایی موجود نبود. الان بیش از 70 نوع کالا در انبار نگهداری میشود تا تحویل گردد. شرکت اهداف بزرگی دارد. این سیاست من است که اینگونه رفتار کنم. مطمئن باشید اگر بخواهم شرکت را تعطیل کنم براحتی اعلام میکنم مثلا تا 2 ماه دیگر میخواهم ببندم. هر کس کالایش را نخریده است 2 ماه فرصت خرید دارد. چون این شرکت تجاری است و تعهد قانونی برای فعالیت ابدی ندارد. حتی نمیخواهم یا نمی توانم ادامه دهم. اصلا میتوانم بگویم دنبال یک پنیر جدید میگردم!!!
(تلنگری به افراد مثلا زرنگ!)
آقای دکتر بابایی در مورد تکنولوژی های دیگری که قرار است در وست ویژن ارائه گردد گفتند:
از روز اولی که وست ویژن شروع شد نوع نگاه من این بوده است که در همه چیز بهترین باشیم. ما برای وست ویژن طرحهای بزرگی داریم. در آینده نزدیک نرم افزار جدیدی ارائه میشود به نامvvmassenger که روی کامپیوتر شما بصورت خودبخود فعال میشود. پس از کلیک روی آیکن برنامه تمام زیر مجموعه های آنلاین شما به نمایش در می آیند و میتوانید با آنها در مورد کارتان چت کنید. جالب اینکه این برنامه مکالمات شما را ضبط میکند و اگر بعدا مراجعه کنید می توانید پیامها را ببینید.
اتاق گفتگوی این برنامه باعث میشود تا مجموعه با لیدرشان بصورت آنلاین وارد چت شوند و دیگر کسی مجبور نیست برای شرکت در جلسات از هر جای ایران خود را به محلی خاص برساند. و این درون کار شماست.
این برنامه مثل یاهو نیست که هر کسی بتواند وارد اتاق شما شود و تمرکز جلسه را بهم بریزد. دیگر نیاز نیست که مدام درون چت باشید. هر موقع که شما به اینترنت وصل شوید تمامی اطلاعات و تبادلات 2 روز گذشته برای شما به نمایش در می آید. برای اینکار کافی است یک لحظه سیستم را به اینترنت وصل کنید تا خود برنامه کار را انجام دهد. قفل usb هم تعبیه شده تا وقتی سیستم را ترک کنید کس دیگری نتواند وارد دفتر کاری شما شود. توجه کنید که حتی در این زمینه هم ما انقلابی بزرگ ایجاد کرده ایم.
دیگر با وب پیج خداحافظی کنید.
حالا فکر کنید چرا ما اینها را ارائه نمی دهیم؟ در صورتیکه کارش بیش از یک ماه پیش تمام شده است. چون من هنوز دنبال ریزش هستم. هنوز خیلی از افراد نادرست مانده اند که باید بروند و خدا را شاکرم که شنیدم که جدیداٌ بعضی های دیگر هم رفته اند. حسابش را بکنید که اگر من می خواستم این کار بخوابد و وست ویژن نابود شود دلیلی نداشت برایش اینهمه سرمایه گذاری کنم. قسمت اعظم سرمایه را صرف خرید تکنولوژی کردم. آخرین سرمایه گذاریهای شرکت برای ارائه بانک است که داریم مصرف می کنیم. می دانید چقدر سرمایه برای این کار لازم است و چقدر باید وام و اعتبار بگیریم تا بانک را ثبت کنیم؟ (فقط در تهران باید 250 میلیارد تومان پول داشته باشید تا بتوانید بانک ثبت کنید). پس اگر افتخاری برای وست ویژن بدست می آید برای شما هم هست.
تنها فردی که توانست به دولت امارات بقبولاند که بایستی نتورک مارکتینگ وجود داشته باشد من بودم (البته غیر از من الان چند نفری هم جدیدا دارند در این راه تلاش می کنند که مایه شکر است). آخرین مسئله ای که مطرح شد این بود که به من گفتند آیا تحصیلات در این زمینه را داری؟ گفتم بله، دکترایش را دارم. که مدارکش را الان همراه دارم.
(مدارک ایشان شامل: نسخه اصلی با تایید سفارت امارات در امریکا، وزارت امور خارجه آمریکا و امضاء خانم رایس به همراه ترجمه رسمی ارائه شده به دولت امارات و همچنین دانشنامه و گواهی دکترای جناب آقای بابایی و نیز گواهی کسب بالاترین نمره طرح به عنوان دانشجوی نمونه سال از دانشگاه راچ ویل که از طرف جناب دکتر به همکاران نشان داده شد)
حتی من چنان از نتورک دفاع کردم که خودشان هم بخشی را به سختی قبول کردند اما آمده ام در کشور خودم ارائه دهم همه مشکل دارند!
آخرین حربه دولت امارات هم این بود که ممکن است کلاهبرداری باشد چون گلد کوئست امارات را هم مثل خیلی مناطق دیگر گلباران کرده است! که آنرا هم حل کردم و آماده ارائه است. لذا اولین شرکتی که در دبی لیسانس MLM را دریافت می کند ما هستیم و قانونی می ایستیم و کار خودمان را انجام می دهیم.
پس فکر کنید این کارها برای چه بود؟ اگر قرار بود نباشیم 50 میلیون رهن بعلاوه ماهیانه 5/6 میلیون اجاره را متحمل نمی شدیم که تابلوی افتخار وست ویژن در سردر شرکت نصب باشد.
هزینه کردیم که احترام و تفاوت بین افراد عادی و حرفه ای قائل شویم. سیستم آموزشی را دادیم تا افراد بدانند لیدر یعنی چه؟ اگر تعادل 40 دارم لیدر نیستم. اینها را حتی در تز خودم هم ارائه دادم. مدارک کاری و تاییدیه های علمی را نشان دادم که ببینید و رفتار شرکت را تفسیر کنید. برای روزی که خودم دیگر نتوانستم این چنین ادامه دهم چون این روزها را می دیدم که خیلیها باید به هر بهانه ای از وست ویژن بروند.
کمتر دولتی در دنیا اجازه به شرکتها می دهد که پول را به هر طریقی من جمله اینترنت، دبیت کارت یا کردیت کارت اینوست کند و بعد به افراد بدهد. فقط دو صفحه شرح عملکرد شرکت ما است که می تواند در خارج کشور این کارها را انجام دهد که گرفته ایم و الان به راحتی دنبال این هستیم که کار را توسعه دهیم. الان در دبی چندین اینوستور دارم چون حتی رویا هم نمی دیدند در جایی مثل دبی به سود بانکی سالیانه 4 درصد شرکتی بیاید کا ماهیانه 7 درصد سود بدهد. یعنی سود هر ماه ما برابر با دو سال آنهاست.
ایشان در پاسخ به این سوال که آیا در ایران بانکها با اینوست مخالفت نمی کنند گفتند: در اینوست قانونمند بحث پول شویی مطرح نیست بلکه با کار روی سرمایه می توان تا 100 درصد سود سالیانه حاصل کرد و بانکها هم همین مقادیر سود را در سرمایه پذیری ها برای خود حاصل می کنند. اما به دلیل سیاستهای داخلی خود و بحث افزایش تورم سود قابل توجهی را به سرمایه گذاران خود نمی دهند.
مثلا یک شرکت خارجی که حتی چند بار در بحث ساخت با ما مکاتبه کرد و پیشنهاد همکاری داد وعده پرداخت سود 80 درصد سالیانه در مشارکت را به ما ارائه نمود. در ایران هم حتی اگر شرکتی با کیفیت کار کند و در ساخت و ساز کاملاٌ هزینه کند باز هم بعد از یکسال می تواند به سرمایه گذاران خود سود 50 الی 70 درصد بدهد.
اما چرا مردم بیشتر به سراغ بانکها می روند؟ زیرا یا تخصص ندارند یا شرکتهایی که بتوانند به واقع این کار را بکنند بسیار اندک هستند. ما در پلان اینوست از طریق سه نقطه در دنیا کار می کنیم که نزدیکترین آن دبی است(متن قرارداد نیز به رویت وبلاگ نویسان رسید).
وی در پاسخ به این سوال که بحث مضاربه در اینجا چگونه لحاظ شده است گفت: مانند بانکها که سود علی الحساب پرداخت می کنند ما نیز مطابق قرارداد درصد کارکرد را می دهیم مثلا حداقل 5 درصد قرارداد بسته ایم اما در حدود 3/6 درصد پرداختیم.آنهم پول فیزیکی نه مثل شرکتهای اینوست که پوینت می دهند چون پوینت از نظر شرعی حرام است.
در حال حاضر هم اصلا به دنبال این نیستیم که در وست ویژن این طرح را پیاده کنیم. مگر عده ای از تاپ لیدرها و افراد داخلی شرکت. چون معاش این افراد باید بماند تا سیاستها و اهداف شرکت پابرجا شود. یعنی چیزی را که شرکت می خواهد به آن برسد. زیرا که اگر به این افراد مثلا تاپ لیدرها بگوئیم روی مجموعه ات کار کن و تا زمانی که اصولی و صحیح کار نکنند اجازه خرید نده. پس خود این افراد تا زمان درست شدن عملکرد مجموعه اش چگونه امرار معاش کند؟ ما به این موارد هم فکر کرده ایم که افراد اصلی راس مجموعه ها چگونه تامین شوند تا بازاریابانی که با آنها کار می کنند چگونه فعالیت سالم داشته باشند.
این است آرمان وست ویژن
ادامه دارد...
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه می روند
تنها آنانکه با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند
« آنتونی چخوف»
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
هشدار ، اخطار ، گفتار ، نصیحت ، صحبت :
به شما که سوار بر مرکب قلم شده و بی گمان تاخت و تازتان را بر حق می دانید که همانا هر که یک طرفه رفت به قاضی ، بی درنگ راضی بر می گردد . آری ای دوست مخور خربزه با پوست که هر آنکس که خربزه خورد بدون تردید پای لرزشش خواهد نشست. وای بر احوال کسی که با پوست خورد .
کاش قدری صبر کنیم . کاش قدری درک کنیم . کاش به همین ارزانی ، نفروشیم همه ارزش خویش
کاش بادی نبودیم ، کاش ... و ای کاش ... .
یکی از دوستان تعریف میکرد : تو دوران نوجوانی، یه روز سرد زمستون درست مثل حالا، بد جور سرما خورده بودم تمام بدنم احساس درد و بی حالی داشت . چند روز بود که مریض شده بودم هر روز هم بدتر می شدم خب پدرم هم که منو اینطور می دید بخاطر اینکه به من استقلال توی تصمیم گیری داده باشه پیش خودش می گفت که خودش میره دکتر یه آمپولی قرصی و ... سرت رو درد نیارم .
دید که نه خیر خبری نشد و این ویروس هر روز داره منو بیشتر اذیت می کنه . بنده خدا ما رو برداشت با زور برد دکتر . چند تا آمپول پنادر و ... . هیچ وقت یادم نمیره به مجرد اینکه اولین آمپول رو زدم خدا منو ببخشه هر جه بد و بیراه بود به پدر بیچاره ام گفتم . او که برای سلامتی من ، برای از بین بردن ویروس و برای این که با کشیدن دقایقی درد آمپول ، روزهای آینده را با شادی و سلامت و بدون درد و مشقت سپری کنم این کار را کرده بود چیزی نگفت و من در حماقتم فرو رفتم . افسوس و صد افسوس از رفتار من ... .
براستی چه بسیارند پدرانی که به دلیل واکسینه کردن فرزندانشان مورد تهمت ها ، بد وبیراه ها ، خط و نشان ها و ... قرار می گیرند در حالی که بر هیچ کس پوشیده نیست که آنان به ضرر ما کاری نمی کنند و بقولی ما مو بینیم و آنها پیچش مو .
و در آخر روی صحبتم با کسانی است که با عجله تصمیم می گیرند و بر پشت بام هایشان ایستاده اند و شعار سر می دهند . با می گیریم می بریم می زنیم می کشیم چیزی درست نمی شود آقا جان . باید مردانه در صحنه بود و یاری کرد تا این درخت پاییز زده را در بهاری سبز بارور کنیم .
آری وست ویژن رسالت ماست . زمینی است که صد ها نفر از آن برداشت ها کرده اند و درآمدها داشته اند . اما با اندکی باد، تارهای عنکبوتی باور سست شان به یکباره فر ریخت . حتما شمای خواننده فکر خواهی کرد که من الآن میلیون میلیون درآمد دارم و هیچ سختی نکشیده ام و در پر قو دارم مجموعه داری می کنم . نه ، نه ، به والله نه . من هم همانند شمایم . اگر به جایگاههای بلاک است ، اگر به دسترسی نداشتن به جی بانک است اگر به درآمد است و هرآنچه که هست برای من و دیگر وبلاگ نویسان هم هست . فرق ما با شما در این است که ما صحنه را ترک نمی کنیم و پیش می رویم و بر ایمان خود به مدیر شرکت استواریم . بگذار نکته ایی را بگویم : به خدا تا این لحظه من حتی برای یک بار هم از ایشان ( آقای دکتر بابایی ) نشنیده ام که بگویند دفاتر بلاک دیگر باز نمی شوند یا از استپ ۸ خبری نیست و یا دیگر محصولی در جی بانک نخواهیم گذاشت و .... . اتفاقاْ همین امروز ( البته الآن دیگه ساعت نزدیک ۴ صبح است ) همین دیروز یکشنبه من دفتر کمپانی بودم و طی صحبت هایی که با مسئولین مربوطه داشتم اطلاعات مفیدی در مورد محصولات جدید جی بانک و دفاتر بلاک دریافت کردم که انشاالله در پست بعدی خواهم زد . پس شرکت و دست اندر کاران به فکر هستند و تنها بعضی از سیاست های شرکت است که در جهت رشد بهینه بازاریابان به این موارد منجر می شود .
به ناخدای کشتی خویش ایمان داشته باشید تا به سر منزل مقصود برسید . بعضی ها فقط آب را گل آلود می کنند و به غیر از آب در زمین دشمنان ریختن و اثر تخریب آنان برای شرکت را چندین برابر کردن کار دیگری نمی کنند . شک نکنید و مطمئن باشید که در آخر رو سیاهی به ذغال خواهد ماند و بس .
پس ای یار دبستانی من ....
بپا خیز تا دست در دست هم ریشه آنانی که قصدشان به جان هم انداختن ساقه ها و برگهای این درخت تنومند است را قطع کنیم و دست کسانی را که از طریق این افراد دست نشانده می خواهند به مقاصد شومشان برسند را برای همیشه کوتاه نماییم . البته مطمئناْ این بار اولشان نبوده و نخواهد بود .
« هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
از سخنان حضرت علي عليه السلام
- آنچه بر قضا و قدر فايق آيد، صبر است.
- آنچه آدمي را صيقل ميدهد، كار است.
- آنچه كهنهاش بهتر است، دوست است.
- آنچه از علم بهتر است، تجربه است.
- آنچه براي مرد ننگ است، غصه است.
- آنچه پيش از مرگ آدمي را ميكشد، نوميدي است.
- آنچه هرقدر دراز باشد كوتاه است، عمر است.
- آنچه كمش زياد است، دشمن است.
- آنچه زيادش هم كم است، ايمان و جوانمردي است.
- معامله كنيد چون بيگانگان، معاشرت كنيد چون برادران.
داستان پيانو
داستان پیانو توصيفي است كه مي تواند به شما در آموزش و پشتيباني سازمانتان كمك كند . تصوركنيد 500 نفر تماشاچي در برابر يك پيانو نشسته اند . ناگهان فردي وارد صحنه مي شود كه تا به حال يك بار هم دركلاس آموزشي موسيقي شركت نكرده است. بعد ازكف زدن حضار او شروع به نواختن صداي ناهنجاري مي كند كه واقعا" گوش خراش است. اول حضار با حيرت به اطراف و به هم نگاه مي كنند. بعد از 10 دقيقه شروع ميكنند به مسخره كردن او . اين سر و صداها باعث مي شود كه نوازنده از جاي خود بلند شده به نرمي تعظيم كند و از صحنه خارج شود.
سپس نوازنده اي كه 30 سال سابقه دارد از سمت ديگر صحنه وارد مي شود . او با مهارت قطعه اي از شجريان (موتسارت) را مي نوازد . وقتي کارش تمام مي شود جمعيت به پايش بلند مي شوند و در حالي كه او 2 و 3 بار خم مي شود تشويقش مي كنند و او هم از صحنه خارج مي شود.
در پشت صحنه نوازنده ماهر مي بيند كه نوازنده اول مشغول براندازي خودش در آينه است و با اعتماد به نفس در حال سفت كردن كرواتش است . با اين كه از پيش كشيدن موضوع كمي خجالت مي كشد اما بلاخره در حالي كه در آينه به او نگاه مي كند از او مي پرسد:فضولي مرا ببخشيد اما من متوجه شدم كه شما از رفتار مردم ناراحت نشديد . مي خواستم از شما بپرسم مسخره شدن از طرف حضار چگونه است؟ منظورم اين است كه تحقير كننده نيست؟ آن مرد نگاهش به سمت نوازنده ماهر بر مي گرداند و با جديت جواب مي دهد:
اوه! خير . من آن را به خودم نگرفتم . مشكل از پيانو بود !
شايد يكي از جالب ترين ويژگي هاي سرشت بشري عدم تمايل او در به گردن گرفتن تقصيرها مي باشد كه در هر كدام از ما درجاتش متفاوت است . حقيقت اين است با اينكه خودشان مانند نوازنده اول بی استعداد هستند و زیبایی های این کار را درک نمیکنند تقصير را به گردن صنعت ما مي اندازند و میگویند من تلاش کردم ولی مدیر عامل فلان بود یا من هرکاری از دستم بر میامد انجام دادم ولی شرکت مشکل داشت وهزاران اگر و امای دیگر که حتی ارزش بیان کردن هم ندارد همان طور كه در داستان پيانو موسيقيدان بيچاره نمي تواند پيانو را به خاطر بي استعدادي خودش متهم كند . پس از شما تقاضا میکنم بیخودی تقصیرات را به گردن اینو ان نیاندازید اخه دیگه خودتونو که نمیتونید گول بزنید !!!
بهتر است اين داستان را به خاطر بسپاريد تا آن را براي دوستانتان بازگو كنيد
با تشکر از http://www.vvroyal.blogfa.com/


