<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کاویان خرم آباد</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/</link>
<description>اولین فروشگاه اینترنتی   </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 04 Nov 2009 05:06:25 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گلدكوئيست</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-226.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.blackreality.blogfa.com/post-1.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;حقیقت &lt;FONT color=#000000&gt;سیاه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 05:06:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=226</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-226.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قضاوت</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-225.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال  آویزان کردن رخت‌های  شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودرلباس‌شویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک  شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و  به همسرش گفت: &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&quot;یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده..&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه ‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 08:47:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=225</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-225.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبر</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-224.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000cc size=4&gt;سرانجام انتظارها به پایان رسید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099 size=3&gt;درود بر شما وست ویژنی های متعصب، درود بر شما که صبر پیشه کردید و در برابر مشکلات خم به ابرو نیاوردید، درود بر شما که به شرکت وست ویژن و مدیر عامل فکور و فهیم آن ایمان داشتید و دارید، درود بر شما که همیشه و همه جا ویژنی وست داشتید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099 size=3&gt;دوستان عزیز، طی ۱۰ روز آینده آماده ی شنیدن غیر منتظره ترین و شگفت انگیزترین خبر در مورد وست ویژن باشید. خبری که حقانیت وست ویژن و مدیر عامل محترمش جناب آقای دکتر بابائی را به اثبات می رساند و پوزه ی دشمنان یاوه گو را همچون گذشته به خاک می مالد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.esfahanmastersteam.blogfa.com/&quot;&gt;http://www.esfahanmastersteam.blogfa.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 04:31:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=224</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-224.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرامش</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;آرامش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند .     آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ .  پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد . تصویر اول ، تصوير درياچه آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت  ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است .   تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود .  اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم ، جوجهء پرنده اي را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ء طوفان ، جوجه گنجشکي ، آرام نشسته بود .   پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جايزه ء بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است. بعد توضيح داد :   &quot; آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که ميگذارد در ميان شرايط سخت ، بماني و آرام باشي .&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 May 2009 04:58:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برداشت آزاد</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-221.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt; درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ وبی‌رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;  مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهددید؛ جز آن‌ كه‌ باید. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt; مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;  به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;  مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;  درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;  درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری.اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نكردم‌ و  تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;  &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;بیاییم جستجو را از خود شروع کنیم .انتظار دیدن هر واقعه ای از بیرون وجودمان بیراهه رفتن است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;مشکل پیدا کردن خدا ، را حل دیگر مشکلات زندگی ،عدم پیشرفت در کارهاو...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; مطمئن باشیم خارج از وجود ما نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;وقتی به این نتیجه رسیدیم فرافکنی نکنیم و چاره مشگل را از خود جستجو کنییم راه حلش هم پیدا خواهیم کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 05:15:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=221</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مطلبی از دوستان</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://mehr-vast.blogfa.com/post-321.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;لعنت&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Apr 2009 05:00:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کورش کبير</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#0060bf&gt;&lt;STRONG&gt;اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه کنيد به دوستان خود محبت کنيد. (کورش کبير)&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Mar 2009 05:56:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازاریابی شبکه ای</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://success4all.blogfa.com/post-19.aspx&quot; target=_blank&gt;چه می شد اگر قبل از اینکه کسی وارد تجارتتان شود، دقیقاً می دانستید که کدام یک از آنها بیشترین شانس موفقیت را در تجارت بازاریابی شبکه ای شما خواهد داشت؟&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 05:46:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند نکته آموزشی</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.success4all.blogfa.com/post-17.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;همانند سازی&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.success4all.blogfa.com/post-16.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;نقد یک انتقاد&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.success4all.blogfa.com/post-15.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=3&gt;ما و آنها&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.success4all.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;پیگیری&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.success4all.blogfa.com/post-12.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;تهیه لیست چرا؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 04:54:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوشبختی</title>
<link>http://aflakvision.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;خوشبختی کجاست؟&lt;/FONT&gt;             &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;بعد از عمری دویدن تازه می فهمیم زندگی همون مراحلی بودند که ماآنها را موانع زندگی نام نهادیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;و تازه می فهمیم هیچ جاده ایی و جود ندارد مارا به سوی خوشبختی ببرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;بلکه &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;&lt;FONT size=5&gt;خوشبختی همین جاده هست&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس چرا از هر لحظه ی زندگیمان لذت نبریم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;برای آغاز یک زندگی با سعادت نیاز نیست در انتظار بمانیم. خوشبختی یک سفر است به یک مقصد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;هیچ زمانی بهتر ازهمین لحظه نیست. برای شاد بودن وشاد زیستن باید از حال لذت ببیریم چرا که&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;دیروز زمانی است که به تاریخ پیوسته و فردا زمانی است نا معلوم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;بیایید با هم فکر کنیم وبه سوالات زیر پاسخ بدهیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1&lt;FONT size=4&gt;- پنج نفر از ثروتمند ترین افراد دنیا را نام ببیرید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;2-  برنده پنج جام جهانی  گذشته چه کشورهایی بودند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;3- ده نفر آخر برنده جایزه نوبل چه کسانی بودند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;4- ده نفر بازیگر آخر که جایزه اسکار گرفتند چه کسانی بودن؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;احتمالا  نمی توانید پاسخ بدهید؟ نگران نباشید هیچ کسی پاسخ این سوالات را نمی داند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;واین دررس را می توان آموخت که:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;روزهای افتخار به پایان می رسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;برنده گان بزودی فراموش می شوند. قهرمانان میادین که روزی جمعیت ها برای آنه هورا می کشید از یاد می روند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000cc size=4&gt;حال به سوالات دیگر پاسخ بدهیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt; ۱ـ نام سه معلمی که بیشترین تاثیر در تربیت شما داشته اند چه کسانی بودند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;2-نام دوستانی که در مواقع نیاز بدون هیچ توقعی به یاریتان می آمدند چه کسانی هستند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;3-کسانی که با مهربانی زندگی شما را گرم وآکنه از مهر کردند چه کسانی هستند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;4-کسانی که از هم صحبتی با آنها لذت می برید چه کسانی هستند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;فکر می کنم به سادگی به تمام همه ی سوالات پاسخ دادید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;و اما کسانی که به زندگی شما معنی بودن دادند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;نه ثروت زیادی دارن، نه برنده جایزن نوبل هستندونه.....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;بلکه آنها کسانی هستند که در تمام مراحل زندگی صاقانه بفکر شما هستند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;پس بیایید با هم فکر کنیم. زنگی خیلی کوتاه است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;ما در کجای زندگی هستیم؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc99 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به داستان زیر توجه کنید!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333 size=4&gt;در پارا المپیک سیاتل 9 ورزشکار هر کدام به نوعی دوچار عقب ماندگی ذهنی یا جسمی بودن تصمیم گرفتند در مسابقه دو  100 متر شر کت کنند. هرکسی می خواست برنده مسابقه شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333 size=4&gt;با صدای شلیک تفنگ مسابقه شروع شد. هیچ کسی آنچنان دونده نبود.اما همه سعی می کردند برنده شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333 size=4&gt;در همان لحظات اول پسری پایش لیز خورد و بعد از اینکه چند معلق خورد نقش بر زمین شد. پسره زار زار شروع به گریه کردن نمود.هشت نفر دیگر با صدای پسره حرکت خود را کند کردن وبه پسره نگاه کردند وهمه تصمیم گرفتند به عقب برگردند .  دختر که داری سندرم دان بود پسره را بغل کرد وازاو پرسید،خوبی؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;و همه 9 نفر تصمیم گرفتند که دوش به دوش هم ودرحالی که دستهای هم گرفته بودند از خط پایان گذشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;تمام جمعیت&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=4&gt;حاضر به مدتی طولانی سر پا ایستادند و  9 نفر برنده که همه اول شده بودند تشویق کردن. بعد ازسالها هنوز بعنوان بهترین خاطره بینندگان واقعه و یکی از بهترین داستانها برای نسلهای بعد می باشد. زیرا از اعماق درونمان می دانیم که هیچ چیزی بالاتر از برنده شدن وجودمان نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;پس مهمترین چیز در زندگی کمک به سایرین برای برنده شدن است حتی اگر این امر موجب شود تا خودمان آهسته تر رویم وتغیری در نتیجه ی مسابقه ای شود که ما درآن شرکت کرده ایم.یا حتی کمک به یک حیوان باشه که در حال غرق شدن هست&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccc33&gt;(مانند عکس بالا)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;اگر این پیام را با عزیزانمان در میان بگذاریم شاید  موفق شویم تا قلب مان را تغیر دهیم ویا شاید قلب کسی دیگر را تغیر بدهیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#663333&gt;&lt;FONT face=impact&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;و یادمان باشد :&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt;&lt;FONT size=2&gt;((&lt;/FONT&gt; &lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;شعله ی یک شمع با افروختن شمعی دیگر خاموش نمی شود&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;))&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 06:47:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflakvision&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>aflakvision</dc:creator>
<guid>http://aflakvision.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
